تبليغاتX
جمعیت چشمه جاری
جمعیت چشمه جاری
مرکز بررسی های دکترینال-استان سیستان و بلوچستان

مسابقه ی آنلاین کتابخوانی.

باورود به لینک زیر و ثبت نام در آن بصورت آنلاین در چند مسابقه شرکت کنید و جایزه بگیرید. همچنین می توانید از مزایای بیشمار این سایت بهره ببرید.

جهت در یافت آخرین اخبار و مقالات مهدوی آدرس ایمیل خود را در بخش نظر خواهی قرار داده و منتظر آخرین اخبار مهدوی باشید.

کتابخوانان حرفه ای



ارسال توسط دیده بان(دبیر)
حجت الاسلام پناهیان در سومین شب سخنرانی خود در این مراسم گفت: خدا از هر کسی به اندازه توان و وسع او بازخواست خواهد کرد و اینطور نیست که به دلیل نتیجه ضعیف یک کار انسان را به جهنم ببرد.

به گزارش  البرز ، پناهیان به اهمییت شرکت در جلسات عزارداری امام حسین (ع) اشاره کرد و با بیان چند داستان از زندگی فردی به نام رسول ترک که شراب خوار بود و با نگاه لطف امام حسین (ع) زندگی اش دگرگون شد گفت: آقای ما اباعبدالله گاهی یک ذره را می خرد که بزرگان آرزویش را دارند.
هفتمین شب محفل قرآن وعترت در دهه سوم محرم در آستان مقدس امامزاده صالح (ع) برگزار شد.

حجت الاسلام پناهیان در سومین شب سخنرانی خود در این مراسم گفت: خدا از هر کسی به اندازه توان و وسع او بازخواست خواهد کرد و اینطور نیست که به دلیل نتیجه ضعیف یک کار انسان را به جهنم ببرد.

او افزود: انسان ها در برابر برخی کم کاری ها و کوتاهی در انجام تکالیف خود گاه ، جواب های قابل پیش بینی دارند. مثلا ممکن است در برابر این پرسش که چرا گرفتار دنیا شدند به سخنان امیر مومنان استناد کنند که فرمودند: مردم فرزندان دنیا هستند و این توجیه را بیاورند که انس فرزند به مادر طبیعی است.
پناهیان با بیان این مقدمه، گفت: سوال سخت این نیست که چرا یک نفر اسیر دنیا شد یا معصیت کرد بلکه سخت ترین سوال در محضر خداوند این است که چرا کار خوبی را می توانست انجام دهد و آن را هم دوست داشت  انجام نداد.

این استاد حوزه و دانشگاه توضیح داد که با کارهای خوبی که انجام آن دشوار نیست و خود افراد نیز انجام آن را دوست دارند می توان قدرتی پیدا کرد که کارهای دشوارتر را جامه عمل پوشاند و کم کم در برابر وسوسه های شیطان ایستادگی کرد.

حجت الاسلام پناهیان گفت: برخی توجیه می آورند که ما لایق بهشت نیستیم که بخواهیم به ان فکر کنیم! بله ما لایق خیلی چیزهای دیگر نیستیم اما برای به دست اوردن ان دست کم تلاش می کنیم.

این کارشناس امور دینی گفت: یکی از راههای هموار رفتن به بهشت این است که از نگاه حرام که ضرورت ندارد و لذت هم ندارد صرف نظر کنیم زیرا این کار فقط برای خراب کردن ودشوار کردن راه رسیدن به خداست.

پناهیان به اهمییت شرکت در جلسات عزارداری امام حسین (ع) اشاره کرد و با بیان چند داستان از زندگی فردی به نام رسول ترک که شراب خوار بود و با نگاه لطف امام حسین (ع) زندگی اش دگرگون شد گفت: آقای ما اباعبدالله گاهی یک ذره را می خرد که بزرگان آرزویش را دارند.

پناهیان که صحبتهایش جوانان حاضر در صحن امامزاده صالح (ع) را بسیار مجذوب کرده بود خطاب به آنان گفت: مراقبت یک ذره ها را کن و برای پیری خود یک عشق دست و پا کن که با آن صفا کنی که هزار شراب کهنه لذت این عشق را نمی دهد.

مراسم محفل قرآن و عترت به مناسبت دهه سوم محرم  تا 4 دی ماه از ساعت 19 تا 21 در امامزاده صالح برگزار می شود.



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت

 

شفاف به نقل از نشریه تایم گزارش داد؛ جدیدترین فتوای مفتی های وهابی این است که زنان حق دست زدن به دو میوه محبوب و خوش طعم دنیا یعنی خیار و موز را ندارند. این که خبر مربوط به اعلام این فتوا درست یا غلط، مهم نیست. مهم مضحک و احمقانه بودن این فتوا است. این در شرایطی است که این تنها فتوای مضحک اعلام شده از سوی وهابیون عربستان نیست.

بر اساس این گزارش، تایم در ادامه مقاله خود فتواهای مضحک و وهن آمیز مفتی های سلفی را مورد بررسی قرار داده و آورده است: هفته گذشته بود که یک ایمیل مانند توپ در دنیا صدا کرد. ایمیل که در آن ادعا شده بود یک مفتی وهابی که در اروپا زندگی می کند، فتوا داده است که زنان حق دست زدن به موز و خیار را ندارند. این مفتی وهابی در فتوای خود در این باره مدعی تحریک زنان توسط این دو میوه شده است.

این مفتی در ادامه این فتوای مضحک خود آورده بود که در صورتی که زنان تمایل به خوردن این دو نوع میوه دارند، باید از شخص دیگری، برای مثال یک مرد مانند همسر و یا پدر خود کمک بگیرند و از آنان بخواهند این میوه ها را بریده و در اختیار آنان قرار دهند.


این گزارش در ادامه می افزاید: تایید صحت این فتوا بسیار سخت است، حقیقت این است که در میان وهابیون عربستانی اعلام چنین فتواهای مضحک و پوچی به یک عادت تبدیل شده و این در حالی است که به تاثیرات این فتواها هرگز اهمیت داده نمی شود. این فتواهای مضحک معمولا از سوی مفتی های وهابی به عنوان نظریه های الهی در نظر گرفته می شوند. این در حالی است که این مسئله مدتی است منسوخ شده و اعتبار خود را از دست داده است. در واقع آن ترس و اعتقاد مردم نسبت به این فتواها از بین رفته و این روزها وضعیت فتواها به گونه ای شده است که نویسنده مقاله تایم از آن به عنوان خرید و فروش فتوا یاد کرده است.

شیلا موساجی که یک وبلاگ نویس مسلمان آمریکایی است، در این باره می گوید: گمان نمی کنم خبر مربوط به فتوای این مفتی وهابی درست باشد، اما نکته این جاست که بیان چنین فتواهای مضحک و خنده آوری به قدری زیاد شده است که چنین اخباری برای مردم باور پذیر و پذیرش آن آسان شده است.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است: اخبار و شایعات مربوط به این فتوا در شرایطی مطرح می شود که پیش از این فتواهای مضحک دیگری از سوی وهابیون مطرح شده است و این مسئله باعث شده این شائبه در ذهن ها ایجاد شود که مفتی های وهابی حق دارند برای اعتبار بخشیدن به نظریات شخصی خود به این نظریات نام فتوا نهند و آن نظریه ها را نهادینه کنند. این در شرایطی است که مسلمانان دنیا این مفتی وهابی را یک انسان احمق و سبک مغز توصیف می کنند. 

تایم در پایان این گزارش به برخی فتواهای عجیب و غریب و مضحکی که در سال های اخیر از سوی مفتی های وهابی به ویژه در عربستان اعلام شده است، اشاره کرده است که در زیر به آن ها اشاره می شود.

1) مرد ها می توانند در محل کار خود با زنان نامحرم محرم شوند، در صورتی که از سینه آن زنان شیر بنوشند.

2) مردها می توانند زنان خود را تنها با یک پیامک طلاق دهند.

3) میکی ماوس یک عروسک فساد انگیز است و باید نابود شود.

4) دختران مسلمان هرگز نمی توانند در نمایش ها نقش پسران را بازی کنند.

5) پوشیدن پیراهن تولید شده باشگاه منچستر یونایتد انگلیس حرام است.

6) ورزش یوگا حرام است.



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
 
تاريخ : 90/09/09

چرا ماتم و اشک را بین مردم رواج می‌دهید؟


درباره فلسفه گریه و اشک برای ائمه معصومین(ع) بویژه برای امام حسین(ع) و یارانش در واقعه کربلا، دلایل و مطالب زیادی نقل و منتشر شده اما بیانات رهبر معظم انقلاب در این باره، بسیار روشنگر، روان و گویاست.

به گزارش مشرق، ایشان در سخنانی در این باره به سوال "چرا ماتم و اشک؟" پاسخ روشنی داده اند و "جنبه نمادین و حقیقی عزاداری" برای حضرت اباعبدالله(ع) را تشریح کرده اند.

رهبر انقلاب این سخنان را به مناسبت سالروز قیام نوزدهم دی‌ماه‏ در سال ۸۶ و در دیدار اقشار مختلف مردم قم بیان کرده اند:

"میگویند چرا ماتم و گریه و اشک را در بین مردم رواج میدهید؟ این ماتم و اشک براى ماتم و اشک نیست، براى ارزشهاست. آنچه پشت سر این عزاداریها، بر سر و سینه زدنها، اشک ریختنها وجود دارد، عزیزترین چیزهائى است که در گنجینه‏ى بشریت ممکن است وجود داشته باشد؛ او همان ارزشهاى معنوىِ الهى است. اینها را میخواهند نگه دارند که حسین‏بن‏على مظهر این ارزشها بود. یادِ آنهاست؛ زنده نگه داشتن آنهاست.

و ملت اسلام اگر نام حسین را و یاد حسین را زنده نگه بدارد و آن را الگو قرار بدهد براى خود، از همه‏ى موانع و مشکلات عبور خواهد کرد. لذاست که ما در انقلاب اسلامى، در نظام جمهورى اسلامى از صدر تا ذیل، همه - مردم، مسئولین، بزرگان، شخص امام بزرگوار ما - بر روى مسئله‏ى امام حسین و مسئله‏ى عاشورا و همین عزاداریهاى مردمى، تکیه کردند و جا دارد. این عزاداریها جنبه‏ى نمادین دارد، جنبه‏ى حقیقى هم دارد؛ دلها را نزدیک میکند، معارف را روشن میکند."

رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از سخنان خود بار دیگر بر موضوع "بصیرت" تاکید و خاطرنشان می کند: جنبه‏ى عاطفى آن(عزاداری ها) هم تأثیرگذارِ بر روى عواطف و احساسات همه‏ى مردم است. جنبه‏ى عمقى و معنوى آن، صاحبان فکر و بصیرت را آگاه میکند؛ روشن میکند. بنده بارها در طول این سالها این جمله‏ى امیرالمؤمنین (علیه‏الصّلاةوالسّلام) را عرض کرده‏ام که فرمود: «ألا لا یحمل هذا العلم إلّا أهل البصر والصّبر»؛ این پرچم - پرچم انسانیت، اسلام، توحید - را آن کسانى که داراى این دو خصوصیتند، میتوانند بر دست بگیرند و بلند نگه دارند؛ «البصر والصّبر»؛ بصیرت و استقامت. امام حسین (علیه‏السّلام) مظهر بصیرت و استقامت است.

برگزاری بیش از 100 مجلس سوگواری حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) در پایتخت انگلستان


مؤسس مرکز اسلامی انگلیس از برگزاری مراسم عزاداری اباعبدالله‌الحسین در بیش از ۱۰۰ مرکز اسلامی کشور انگلیس خبر داد و گفت: در ایام محرم، نقاط مختلفی از بریتانیا از جمله انگلیس، ولز، اسکاتلند و ایرلند شاهد حضور عزاداران حسینی خواهد بود.


به گزارش «شیعه نیوز» ،آیت‌الله محسن اراکی، مؤسس مرکز اسلامی انگلیس و رییس مجمع اندیشه اسلامی قم در خصوص برگزاری مراسم عزاداری در ماه محرم در کشور انگلیس در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه فارس اظهار داشت: حدودا 7 سال است که به دعوت برخی از مراکز شیعی و مرکز اسلامی انگلیس برای اجرای برنامه‌های ویژه ماه محرم به زبان‌‌های فارسی، عربی، انگلیسی به کشور انگلیس سفر می‌کنم.
وی با اشاره به فعالیت مذهبی مراکز مختلف اسلامی انگلیس تصریح کرد: بیش از یکصد مرکز شیعی در شهرهای مختلف انگلیس به مناسبت فرارسیدن ماه محرم، فعالیت‌های عاشورایی برپا می‌کنند و در واقع، تمامی مراکز اسلامی این کشور مراسم خوبی را در این ایام برگزار می‌کنند.
رییس مجمع اندیشه اسلامی قم خاطرنشان کرد: قومیت‌های مختلفی در انگلیس ساکن هستند که هرکدام به شیوه و سنت خود، مراسم عزاداری را برگزار می‌کنند، همچنین برخی از مراکز از جمله: مرکز اسلامی انگلیس، مجمع جهانی اسلام، مرکز آیت‌الله خویی در لندن وجود دارند که مخصوص ایرانیان مقیم آنجاست و در سایر شهرستان‌های انگلیس نیز مراکز اسلامی وجود دارد. منچستر، بیرمنگام، آکسفورد، نیوکاسل و لیدز از مراکز فعال در برگزاری مراسم‌های عزاداری در ماه محرم به شمار می‌روند.
وی افزود: در بسیاری از شهرهای انگلیس ایرانی‌ها نیز مراسم ویژه‌ای برای محرم دارند از این رو ایرانی‌ها حتی در برخی مراکزی که مخصوص آن‌ها نیست شرکت می‌کنند. مراسم ایرانیان مقیم انگلیس به همان سبک و سیاقی که در ایران مرسوم است برگزار می‌شود سخنران و مداح در این برنامه‌ها حضور دارند اما برخی از اوقات از مداحان محلی همان جا استفاده می‌شود.

* اعمال محدودیت‌های بسیار در برگزاری مراسم عزاداری از سوی دولت انگلیس

آیت‌الله اراکی با بیان اینکه اخیرا دولت انگلیس با اعمال محدودیت‌های بسیار، مزاحمت‌هایی را برای برپایی مراسم عزاداری ماه محرم داشته است، گفت: کشور انگلیس با همه داعیه‌ای که در خصوص آزادی دارد از ورود مبلغان اسلامی به این کشور ممانعت می‌کند، به طوری که در دو ـ سه سال اخیر از دادن ویزا به مداحان و سخنران جلوگیری کرده و به این صورت، مراکز اسلامی را مجبور می‌کنند تا از نیروهای محلی استفاده کنند، لذا مشکلات بسیاری را در این راستا به وجود آورده است. همچنین اگر ویزایی هم به مبلغان داده می‌شود عموما پس از تاریخ انقضا بوده که قابل استفاده نیست.
وی با تأکید بر اینکه مجموع مداحان و سخنوران فارسی‌زبان با مشکل عدم صدور ویزا مواجه هستند، ابراز داشت: سایر ملیت‌ها بسیار کمتر از ایرانیان مشکل ویزا دارند چراکه پاکستانی‌های زیادی در آنجا هستند که به راحتی می‌توانند مراسم باشکوهی برگزار کنند؛ همچنین عرب‌‌ها نیز با ملیت‌های مختلف از عراقی گرفته تا لبنانی، بحرینی و کویتی هر کدام مراسم خاص خود را در انگلیس برگزار می‌کنند.
این استاد سطح عالی حوزه علمیه قم در ارتباط با محدوده مکانی برگزاری مراسم عزاداری در انگلیس تصریح کرد: در مناطق مختلف بریتانیا از شمال تا جنوب انگلیس، همچنین ولز، انگلند، اسکاتلند و ایرلند مراکز اسلامی شیعی وجود دارد که مراسم حسینی باشکوهی در آنجا برگزار می‌شود.

* دسته‌های عزاداری 5 کیلومتری در قلب لندن

وی در پاسخ به سؤالی مینی بر اینکه آیا اجرای مراسم‌های عزاداری فقط به فضای داخلی ساختمان‌ها محدود می‌شود یا آنکه به صورت دسته‌جات در خیابان‌ها هم ظاهر می‌شوند، گفت: در روز عاشورا دسته‌های عزاداری به خیابان‌ها آمده و راهپیمایی گسترده‌ای در شهر لندن برگزا می‌شود. مراسم از «هاید‌پارک» لندن آغاز و به مجمع جهانی اسلامی و مجمع آیت‌الله گلپایگانی ختم می‌شود. هر ساله تمام هیئت‌ها و مجموعه‌ها در این راهپیمایی باشکوه شرکت می‌کنند به طوری که برخی از اوقات، طول آن تا 5 کیلومتر هم می‌رسد.
رییس مجمع اندیشه اسلامی قم در ارتباط با اینکه آیا کشور انگلیس امسال با توجه به موج بیداری اسلامی، محدودیت خاصی را اعمال خواهد کرد یا نه اظهار داشت: به نظر نمی‌رسد دولت انگلیس، محدودیت مستقیمی را به کار ببندند بلکه شیوه انگلیسی‌ها غالبا این است که برخی از نیروهای منحرف را به مجموعه‌های اسلامی تزریق می‌کند با استفاده از سیستم اطلاعاتی و جاسوسی، با هدف انحراف مجالس عزاداری نیروهایی را در برخی از مجموعه‌ها وارد کرده و محتوای برنامه‌های آنها را در راستای اهداف خود، شکل می‌دهد.
وی در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: با توجه به اقامت چندین‌ساله بنده در لندن،  شاهد حوادث و جریانات متعددی بوده‌ام که بیانگر این است که اقدامات منحرف کننده آنها هیچ‌گاه پایان نخواهد پذیرفت از این رو بیداری اسلامی تأثیر به‌سزایی در باشکوه‌تر شدن مراسم حسینی دارد، به ویژه در کشورهای به پا خواسته‌ای مانند بحرین، یمن و مصر، مراسم محرم امسال از شکوه و تأثیرگذاری ویژه‌ای در حرکت مردم و در راستای بیداری اسلامی صورت خواهد گرفت.



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
جوئل روزنبرگ تحليل گر آمريكايي مسايل خاورميانه كه اخيرا كتابي نيز با عنوان " ابتكار تهران " درباره سياست هسته اي ايران و غرب نوشته ، در مطلبي با عنوان " چرا رهبران ايران باور دارند دوره آخر زمان است " در وب سايت فاكس نيوز تلاش كرده است تا اتهام تلاش ايران براي ترور سفير عربستان در آمريكا را با موضوع باورهاي شيعه درباره آخر زمان و ظهور امام عصر پيوند دهد!

به گزارش عصر ايران آمریکایی ها که ادعایشان درباره طرح ترور سفیر عربستان با ناباوری افکار عمومی مواجه شده ، تلاش های جدیدی برای قبولاندن سناریوی خود آغاز کرده اند و در همین باره فکس نیوز به نقل از روزنبرگ نوشته است: اينكه در عالم سياست و در مقام تحليل شايد ادعاهاي آمريكا درباره تلاش ايران براي حمله به سفارت خانه ها در خاك آمريكا و نيز ترور سفير عربستان در آمريكا مبناي منطقي نداشته باشد اما هنگامي كه به اين موضوع از دريچه باورهاي مذهبي حاكمان ايران نگريسته شود اين اتهام مي تواند باور پذير شود.

اين تحليلگر آمريكايي در ادامه با ادعاي اينكه مسوولان ايران خود را به امام زمان وصل دانسته و ادعاي ديدار و گرفتن رهنمود از او دارند(!) مي نويسد كه رهبران حاكم بر ايران اين دوره را دوره آخر زمان مي دانند و معتقدند بايد زمينه ظهور امام دوازدهم شيعيان را فراهم كنند كه حمله به آمريكا و اسراييل مي تواند يكي از اين اقدامات زمينه ساز باشد.

روزنبرگ با اشاره به برخي اظهارات احمدي نژاد درباره ظهور امام زمان و نشانه هاي آن و اين مساله كه آمريكا و اسراييل در ورطه نابودي و ضعف هستند ، مي نويسد :‌" آيت الله اميني يكي از روحانيون عالي رتبه در ايران در كتابي با عنوان " امام مهدي ؛ تنها رهبربشريت " پيوندهاي موجود ميان سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران و مساله مهدويت و انتظار و آخر زمان را تشريح كرده است . اين روحاني شيعه در كتاب خود مي نويسد كه آخرين حكومت جهاني بر روي زمين از آن اسلام خواهد بود و اين حكومت به دست امام غايب و ياران ايشان تاسيس خواهد شد و هر كه در برابر آن بايستد نابود خواهد شد .

روزنبرگ مي نويسد :‌" در چارچوب باورهاي شيعه درباره آخر زمان و مساله ظهور نبايد از حمله ايران به آمريكا يا اسراييل متعجب و شوكه شد.
وي در خاتمه مي نويسد :‌"‌ متاسفانه بيشتر رهبران جهان درباره تهديد آغاز اين توفان در خواب هستند و اكنون پيش از زماني كه دير باشد بايد از خواب برخيزند .

به نظر می رسد آمریکایی ها برای باوراندن سناریوی خود که عمدتاً‌ با تعبیر "مضحک"‌ مواجه شده است ، با توجیهات "مضحک تر"‌ی روی آورده اند که ارتباط دادن این موضوع به ظهور امام زمان(عج) جدیدترین ورژن این تلاش هاست!



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت

بار ديگر، دست عناد و لجاج وهابي‌ها در مدينه منوره، گريبان اسلام را گرفته و در اقدامي خصمانه، نام مبارك "محمد المهدي حيّ" را به "محمد المهدي" تغيير داده است.
به گزارش فارس، در دو حياط جانبي مسجدالنبي(ص) كه به‌كمك چتر‌هايي مسقف مي‌شوند، نام‌هاي شريف اهل بيت عصمت و طهارت(ع) به شيوه زيبايي حك شده است. در كنار اين اسامي، نام‌ برخي صحابه رسول خدا(ص) نيز به چشم مي‌خورد.
اين حكاكي‌ها توسط عثماني‌ها صورت گرفته و جلوه زيبايي به اين قسمت‌ بخشيده است. به ويژه‌ آن‌كه شيعيان با ديدن اين اسامي شريف، حال و هواي ديگري را در شهر پيامبر(ص) تجربه مي‌كنند.
متأسفانه از دو سال پيش، دست عناد و لجاج وهابي‌ها گريبان اين اسامي منقوش را نيز گرفته است. به طوري كه در اصلاحاتي ناشيانه، نام مبارك "محمد المهدي حي" را ـ چنانچه در تصوير مشهود است ـ به "محمد المهدي" تغيير داده‌اند.
اين معاندان كه وجهه اسلام را نيز خدشه‌دار كرده‌اند، با دست‌بردن در حكاكي نام زيباي امام زمان(عج)، اتصال حرف "ح" به حرف "ي" را كه نمادي از حيات و زنده‌بودن امام زمان(عج) است را به هم زده‌اند و به صورت ناشيانه‌اي، زائده‌اي بر حرف "ي" افزوده‌اند.




ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:

«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند:

«از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

«در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

منبع: کتاب به سوی محبوب، و کتاب برگی از دفتر آفتاب. آیة الله بهجت



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
ه گزارش مشرق، شیعه ستیزی مفتی های وهابی موجب خوشحالي استكبار جهانی و استعمارگران سرزمین های اسلامی است علاوه براين هدف قرار دادن احكام اسلامی و قوانین الهی با فتواهاي غيرمعقول دستاويزي براي اسلام ستيزي غرب فراهم ميكند و اين مهمترین دستاورد حضور چهره های خشک وبی ریشه ايست که طی سده اخیر به پیکره جهان اسلام تحميل شده است.

اگرچه چنین تفکراتی درگذشته زمان درجهت مخالفت با ائمه طاهرین (ع)نیزدیده شده ولی سیطره استعماری آن چهره جدیدی است که لباس خودپسندی را به دیگرپسندی ترجیح داده است.
درحالیکه فتاوای علمای شیعه همیشه ودرهمه حال مورد غضب ودشمنی سرسختانه کشورهایی همچون انگلیس بوده، هیچ موردی را نمی توان یافت که سران این کشورها برعلیه مفتی های وهابی جبهه گیری کرده باشند.
که یکی از اهداف ابرقدرت های غرب برای تضعیف دین اسلام تخریب جایگاه مرجعیت در افکار عمومی است که برای رسیدن به این هدف از مفتیان ساده لوح وهابیان استفاده می کنند.
در تازه ترین نمونه این رفتارها، شیخ شمس الدین صحه مفتی الجزایری فتوای عجیبی در مورد دو باشگاه رئال و بارسلونا صادر کرد: این مفتی اعلان کرده است که هر کسی روی لباسش آرم باشگاه های بارسلونا و رئال مادرید باشد موجب بطلان نمازش می شود.»
نکته جالب توجه اینجاست که این مفتی علت صدور فتوای خود را به دلیل وجود صلیب در آرم باشگاه های یاد شده دانست.
چندی پیش نیز " عبدالله نجدی" یکی دیگر از مفتی های ساده لوح وهابی با طرح شروط 14 گانه برای فوتبال، نمایش مضحکی را به راه انداخت بود.
متن استفتاء و پاسخ شیخ وهابی:
سؤال: … جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و ... نیفتیم.
جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:
اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل ، اوت ، پنالتی ، کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای.
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست.
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان از روش کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید ؛ زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را ۴۵ دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه ۴۵ دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!
دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.
اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).
در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین.
عبد الله النجدی ـ ریاض
در ذیل به برخی دیگر از فتوای های وهابیت در مورد ورزش اشاره می شود:
زن و مرد مسلمان شایسته نیست که خود را با مشاهده مسابقات فوتبال مشغول بدارد.
مشاهده مسابقات فوتبال جام جهانی برای مسلمانان جایز نیست.
مشاهده مسابقات فوتبال برای زنان به جهت نداشتن لباس مناسب مردان جایز نیست.


ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
پخش برنامه اي طولاني عليه رهبر معظم انقلاب توسط تلويزيون دولتي انگليس با واكنش هاي مختلف در محافل ضدانقلاب مواجه شد.

به گزارش جهان به نقل از کیهان شبكه بي بي سي در اين برنامه سعي كرد به عقده گشايي عليه انقلاب اسلامي به نيابت از سران انگليس و آمريكا و رژيم صهيونيستي بپردازد.

با وجود كينه توزي بي سابقه تهيه كنندگان شبكه وابسته به سرويس جاسوسي و وزارت خارجه انگليس كه در جاي جاي برنامه تهيه شده موج مي زند اما اذعان به برخي حقايق باعث خشم محافل ضدانقلاب شده است از جمله آنجا كه مي گويد «آنچه آيت الله خامنه اي را از بسياري از رهبران و حاكمان تاريخ ايران ممتاز مي كند، نگاه منطقي و عملگرايانه او به سياست است. او برخلاف بسياري از حاكمان، مرد عكس العمل هاي آني نيست. موارد معدودي گزارش شده [؟!] كه كنترل خود را از دست داده و تصميمي گرفته باشد كه با دورانديشي سياسي وي ناسازگار است. زندگي سياسي [آيت الله] خامنه اي نشان مي دهد او هيچ وقت شتابي براي قدرت گرفتن نداشته است اما به خاطر پرهيز از تندروي، هيچ گاه هم مجبور نشده از نردبان قدرت [اقتدار] پايين بيايد. مرز دوست و دشمن براي او مرز روشني است و او در برخورد با مخالفان [دشمنان] غالبا برخورد قهرآميزي دارد اما زمان زيادي لازم است تا دشمني كسي براي او به اثبات برسد... شيوه مديريتي [آيت الله] خامنه اي در مقابله با بحران هاي سياسي شيوه اي دوسويه است. او ابزار همدلي و سركوب را كه در ادبيات سياسي شيعه به جاذبه و دافعه حاكم مشهور است، به طور همزمان و هماهنگ به كار مي گيرد... همسر وي در هيچ مراسم رسمي حاضر نمي شود و تاكنون حتي تصويري از او منتشر نشده است. چهره همسر او آن قدر ناشناخته است كه حتي در زمان بستري شدن يك هفته اي در بيمارستان قلب، پرستاران و دكترها نمي دانستند او همسر رهبر ايران است. آيت الله خامنه اي برخلاف بسياري از سياستمداران ايران، پسرانش را از فعاليت هاي اقتصادي يا داشتن مناصب حكومتي منع كرده است.»

بي بي سي در عين حال در اين برنامه به انواع عقده گشايي ها روي آورد تا شايد بخشي از داغ هايي كه استعمارگران نوين از رهبري هوشمندانه حضرت آيت الله خامنه اي به ويژه طي چند سال اخير در منطقه خاورميانه ديده اند، تشفي پيدا كند.

به دنبال پخش برنامه بي بي سي، برخي عناصر ضدانقلاب و فعالان رسانه اي آنها از فحاشي هاي بي بي سي استقبال كردند اما در عين حال اعترافات اين شبكه باعث شد تا شبكه بالاترين در تحليلي بنويسد: اين فيلم براي نشان دادن نقاط ضعف رژيم ساخته شده اما در عمل به نمايش قدرت رژيم و رهبري منجر شده است. با ديدن فيلم ما اين گونه مي فهميم كه رهبري در ايران بسيار قدرتمند و هوشمند است و نظام زيرساخت هاي بسيار اساسي دارد كه به سادگي قابل درهم شكستن نيست. در نهايت هم تاكيد مي شود كه رهبري تا پاي جان ايستادگي مي كند و تنها خود را در برابر خدا پاسخگو مي داند. در واقع او به عنوان قهرمان ديده مي شود.
يكي ديگر از كاربران بالاترين نيز در اين باره تصريح كرد: ۶۰ دقيقه برنامه بي بي سي، حتي ۶۰ ثانيه هم حرف جديد نداشت. شايد هم جمهوري اسلامي خودش پارازيت انداخته تا بينندگان را براي ديدن برنامه مذكور كنجكاوتر و مشتاق تر كند(!)

در همين حال مهدي جامي از همكاران قديمي شبكه بي بي سي، در وبلاگ خود نوشت: بخش اعظم اطلاعات برنامه بي بي سي، مفيد فايده نبود و نكته تازه اي را روشن نمي كرد. ما در اين برنامه نه تحقيق و نه منبع تازه اي نمي بينيم. بنابراين هيچ مزيتي ندارد. در عين حال به نظرم بي بي سي فارسي در اين گزارش از آن بي طرفي خاص خود خارج مي شود و مي تواند بازتاب مرحله تازه اي از سياست گذاري بريتانيايي براي مقابله آشكار با رهبري جمهوري اسلامي باشد. اما از نظر حرفه اي اين كار، امتيازي براي شبكه بي بي سي به همراه نمي آورد.

داريوش سجادي نيز در وبلاگ خود خاطرنشان كرده است: بي بي سي فارسي پس از گذشت ۳ سال از فعاليتش حتي نتوانسته يك مستند قابل اعتنا به مخاطب عرضه كند. برنامه اخير هم يك شلختگي بصري با «كات و پيست» ناشيانه بود. به قول انگليسي ها وقتي يك اسكاتلندي دگمه اي پيدا مي كند آن را به خياط مي دهد تا برايش كت و شلوار بدوزد!
وي اضافه مي كند: در برنامه بي بي سي گفته مي شود كه آيت الله خامنه اي به جاي پاسخگويي به تاريخ، خود را پاسخگو به خدا مي داند. ظاهرا تهيه كننده ناشي متوجه نيست كه پاسخگويي به خداوند از مسلمات اسلام است و تعلقي به آيت الله خامنه اي ندارد... تهيه كننده ناشي از همان آغاز بي پروايي و بي اخلاقي را به وضوح نشان مي دهد و به صورتي كاملا غيرحرفه اي، بي اخلاقي خود را به پيشاني مخاطب مي كوبد.

سجادي نوشت: طبيعتا پخش اين برنامه مغرضانه و غيرحرفه اي جميع كاركنان ايراني بي بي سي را شريك جرم خواهد كرد و همين امر، اين حق را براي آنها ايجاد خواهد كرد تا تهيه كنندگان آن را شماتت كنند كه چرا هزينه عمل خود را چنين نسنجيده و نابلدانه به حساب همه پرسنل نوشته اند؟



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
افراط‌گرايي‌هاي وهابيون و بي بندوباري ليبرال‌هاي سلفي حاكم بر عربستان، معجون تلخي از شيوع فحشا، بي حجابي و همجنس‌گرايي در اين كشور پديد آورده كه شعائر اسلام را زير سؤال مي‌برد. به گزارش گروه بين‌الملل مشرق، كشمكش‌هاي جريان افراطي وهابيت و ليبرال‌هاي حاكم بر عربستان سعودي و افكار مربوط به هر يك از اين جريانات كه بخشي از پازل قدرت در عربستان را در اختيار دارند، باعث شده است كه تناقض‌ها و ابهامات زيادي در بسياري از جنبه‌هاي زندگي اجتماعي و فعاليت‌هاي اسلامي در عربستان ايجاد شود. يكي از اين موارد، مشكل حجاب‌ستيزي در عربستان سعودي است كه همواره عرصه افراط و تفريط‌هاي مخرب كارگزاران وهابيت در عربستان و جريان ليبرال در خاندان حاكم بوده است. راز افراط و تفريط در مسأله حجاب در عربستان هيئت امر به معروف و نهي از منكر عربستان، سازماني متشكل از وهابيون افراطي و علماي سلفي سعودي است كه از قدرت بالايي در اين كشور بويژه در شهرهاي مذهبي برخوردار است. اين هيئت، مجري اصلي سياست‌هاي افراط گرايانه سعودي در زمينه حجاب زنان در عربستان است. هيئت امر به معروف و نهي از منکر که نام مقدس يکي از مباني مهم دين اسلام را يدک مي کشد، بنا به دلايل مذهبي و سياسي، كنترل فضاي فرهنگي شهرهاي مدينه و مكه را بر عهده دارد و حجاب در اين شهرها را بر اساس رويكردهاي خاص خود تعريف مي‌كند. ملك "عبدالله بن عبدالعزيز" شاه سعودي، در حال حاضر رياست جريان چپ‌گراي ليبرال را در آل سعود در اختيار دارد. اين جريان كه معمولاً اهميت چنداني به مسائل ديني نمي دهد، اعتقاد دارد كه حجاب نه يك تكليف ديني، بلكه مسؤوليتي عرفي و اجتماعي است كه جامعه بر عهده مردم قرار داده است. مظاهر فسق و فجور و تجاهر به شرب خمر در ميان مقامات ارشد سعودي از جمله شاه عربستان و دست دادن وي با زنان نامحرم در برخي مراسم ها، ناشي از اين رويكرد است. به رغم حاكميت اين جريان در عربستان، عبدالله آزادي عمل كافي در اجراي ايده‌هاي خود در زمينه سياست‌هاي فرهنگي را ندارد و نمي‌تواند از زير نفوذ هيئت امر به معروف به نهي از منكر رها شود. تناقض‌ها و افراط و تفريط‌هاي موجود در زمينه حجاب گاهي در محافل افراطي وهابي نيز رسوخ مي‌كند؛ به عنوان مثال در حالي كه "عبدالرحمن البراك" يكي از مفتيان سعودي در فتوايي افراطي، بي‌حجابي زنان در مقابل يكديگر و بدون حضور مردان را نيز حرام مي‌داند. "احمد بن قاسم الغامدي" مفتي جوان اهل سنت که سمت‌هاي مهمي در اداره كل امر به معروف و نهي از منكر نيز دارد، بتازگي فتواي عجيبي درباره حجاب صادر كرده و مدعي شده كه آيه وجوب حجاب صرفاً براي حفظ شان زنان پيامبر نازل شده و عموم مسلمانان را شامل نمي‌شود. در دو شهر مدینه منوره و مکه مکرمه، نوع حجاب عمومی خانم‌ها پوششی است که بر اساس آن، زنان حتي بايد دست‌ها و صورت خود را نيز بپوشانند و تنها چشم‌هاي آنها براي ديدن اطراف باز خواهد بود. فضاي عمومي و فرهنگي شهرهاي مكه و مدينه به اين صورت است و همين فضاست كه برخي زائران ايراني را به اين گمان باطل مي‌رساند كه حاكميت عربستان سعودي نسبت به رعايت اصول مربوط به حجاب موفق بوده است و اين درست همان اشتباهي است که برخي درباره نمازهاي جماعت در اين کشور که منحصر به رعايت ظواهر است، مرتکب مي‌شوند. اما روي ديگر سكه حجاب در ديگر شهرهاي عربستان غير از دو شهر مذهبي اين كشور نمود بيشتري به خود گرفته است. جريان افراطي ديني با وجود قدرت بلامنازع خود، توجه زيادي به حجاب در شهرهاي ديگر نمي‌كند و اين جريان ليبرال حاكم است كه فضاي فرهنگي اين شهرها را مطابق ميل خود پيش مي‌برد، فساد و فحشا در شهرهاي مذهبي كه زير پوسته سنگين نظارت هيئت مذكور قرار گرفته بود، در ديگر شهرهاي سعودي به امري علني تبديل شده و اين روند در ابعاد مختلف زندگي در اين كشور قابل رؤيت است. اينجا عربستان است؟ بر خلاف فضاي سنگين مكه و مدينه، در ساير شهرهاي عربستان مقوله حجاب رنگ ديگري به خود مي‌گيرد، در محل‌‌هاي كاري و تفريحي شهرهاي ديگر نظير رياض و سواحل تفريحي جده فضاي فرهنگي به صورتي ترسيم شده كه بيننده در نگاه اول از مشاهده چنين تصاويري در عربستان سعودي شوكه مي‌شود، بويژه اگر اين بيننده زائري باشد كه تنها شهرهاي مذهبي مانند مكه و مدينه را مي‌بيند و اوضاع آن را به تمام شهرهاي اين كشور تعميم مي‌دهد. بي‌حجابي و هرج و مرج جنسي شهرها و اماكن تفريحي در عربستان مانند رياض و جده از مناطقي هستند كه ميزان فساد و بي‌حجابي در آنها در حد بي‌سابقه‌اي افزايش يافته است. براي روشن شدن ابعاد اين فساد تنها به ذكر يكي از اماكن تفريحي درشهر جده مي‌پردازيم. منطقه "درة العرس" تفرجگاهي ساحلي است كه با عبور از حجاب افراطي مد نظر مفتيان وهابي، به اوج بي بندوباري و هرج و مرج جنسي رسيده است. در اين منطقه كه تحت تدابير شديد قرار دارد، از گرفتن تصاوير مربوط به تفريحات ناسالمي كه در آن وجود دارد ممانعت مي‌شود اما چندي پيش، انتشار برخي تصاوير از داخل اين مجتمع تفريحي، عمق رسوايي خاندان سعودي در برداشت چندگانه از مفاهيم ديني را نشان داد. اختلاط دختر و پسر،‌ اسكي روي آب زنان، اختلاط شهروندان سعودي با گردشگران فاسدالاخلاق بيگانه، شرب خمر و بي حجابي از جمله مظاهر ناهنجاري هاي اخلاقي و دين ستيزي در منطقه درة العرس است. روتانا؛ نماد فساد و فحشاء در عربستان آنچه مي خوانيد گزارشي از خبرنگار خبرگزاري آمريكايي آسوشيتدپرس در مورد كمپاني بين‌المللي "روتانا" متعلق به خاندان حاكم سعودي است: وارد یک شرکت خصوصی می‌شوم، خانم‌هایی با آرایش، کفش‌های پاشنه بلند، کت و دامن و چهره‌هایی که سعی می‌کنند آن را با جذابیت بیشتر به نمایش بگذارند دوشادوش مردان در حال کار کردن هستند، اما اینجا نیویورک یا لندن نیست؛ اینجا شرکت "روتانا" در ریاض است. پایتخت عربستان سعودی يعني همان جایی که حجاب سختگیرانه‌ای برای زنان اعمال می‌شود و تنها چیزی که زنان می‌توانند به نمایش بگذارند، چشمان شان است. در کشوری که زنان حق رانندگی ندارند و نمی‌توانند تنها به خرید و يا حتي بيمارستان بروند، وجود چنین شرکتي عجیب است. در برخي از اين شركت‌ها با اينكه اجازه وليّ زن براي كار، ضروري است اما هيچ محدوديتي در زمينه رعايت حجاب و حريم روابط زن و مرد وجود ندارد. تنها در زمان خروج از اين محيط‌هاست كه زنان به اين فكر مي‌افتند كه بايد ظاهر خود را بر اساس فرهنگ عمومي عربستان متناسب كنند. شركت چند رسانه‌اي "روتانا" متعلق به "وليد بن طلال بن عبدالعزيز" شاهزاده ثروتمند سعودي است كه ثروتمندترين فرد در عربستان و يكي از 10 ثروتمند برتر جهان است. او علاوه بر كمپاني روتانا -كه عمده فعاليت آن در زمينه صنعت سكس، موزيک و سينماست- مالكيت شبكه "العربيه" را نيز در اختيار دارد. مقر روتانا كه عمده‌ترين شركت فعال عربي در زمينه ترويج فساد و فحشاست، در رياض است اما در پايتخت كشورهاي ديگر نظير لبنان نيز دفتر دارد

ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت

زمانی، با یک دانشجوی فرانسوی سکولار گفتگو می کردم که سعی می کرد مواضع کشورش را در باب سکولاریسم و دمکراسی برایم توضیح دهد. این دانشجوی دکتری، با دفاع از «حذف» نمادهای مذهبی از جامعه به خاطر «بی طرفی» حکومت در مقوله دین و سنت ها، معتقد بود: «ما در فرانسه از تنوع نژادی و حتی از مهاجرت خارجی ها به کشورمان استقبال می کنیم، مشروط بر اینکه اعتقادات و سنت هایشان را پشت مرزها رها کنند و با خودشان وارد جامعه فرانسه نکنند»!

فرض کنید کسی بخواهد این نحوه نگرش را به زبان ساده برای کودکان توضیح دهد. به نظر شما با چه بیانی باید این موضوع را منتقل کند؟

یکشنبه گذشته مورخ بیست و سوم مرداد 1390، شبکه تهران قسمتی از سری جدید انیمیشن «پلنگ صورتی» را پخش کرد که به عقیده نگارنده مصداق روشن آموزش سکولاریسم بود.

داستان این انیمیشن به طور خلاصه از این قرار است: دو همسایه پلنگ صورتی با یکدیگر درگیر شده اند. علت درگیری هم این است که یکی از همسایه ها (که سیبیل دارد ولی ریش ندارد) به ریش داشتن و سیبیل نداشتن همسایه دیگر معترض است؛ و بالعکس!
در پایان، راه حلی که «پلنگ صورتی» برای حل این معضل ارائه می دهد، «حذف» و تراشیدن همزمان «سیبیل» و «ریش» این دو همسایه است.
و بدین ترتیب، همسایه ها دلایل خود را برای دعوا از دست می دهند و همه چیز به خوبی و خوشی به پایان می رسد!
هر چند نمادهای موجود در این انیمیشن نیز قابل بررسی هستند، اما ارتباط داستان فوق الذکر با ایده سکولاریسم به قدری واضح است که نیازی به توضیح اضافه احساس نمی شود.

ناگفته پیداست که نگارنده این سطور، پخش یک قسمت از کارتون «پلنگ صورتی» را موضوع اصلی کشور نمی داند. با این حال، باید توجه داشت که آموزش صحیح فرهنگ ایرانی- اسلامی برای کودکان از اهمیت بالایی برخوردار است. در همین راستا، متن بالا صرفاً تذکری است تا ان شاء الله در آینده نظارت بیشتری روی برنامه های ویژه کودکان صورت گیرد، تا در این برنامه ها شاهد ترویج فرهنگ غربی نباشیم (که البته در مواردی مانند برنامه پت و مت مسبوق به سابقه هم هست) .


ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
 
تاريخ : 90/05/15

خبرگزاري فارس: رسول مكرم اسلام فرمودند كه رمضان ماهي است كه شما در آن به ضيافت الهي دعوت شده ايد. خطبه شعبانيه معروف است. اميرالمومنين بلند مي‌شود و مي‌پرسد يا رسول الله بهترين كار در اين ماه رمضان چيست؟ چه اتفاقي در روح علي افتاده كه بلند مي‌شود و اين سوال را مي‌كند؟

 
گفتيم كه بهتر اين است از همين اول ماه رمضان اهتمام جدي داشته باشيم كه از اين ماه و روزه اين ماه، بيشترين بهره را ببريم. اين ماه و روزه آن براي اينكه بازده معنوي داشته باشد، و به ما از رحمت و مغفرت حضرت حق بچشاند، ظرفيت بسيار بالايي دارد وما بايد طوري برخورد كنيم كه بيشتر بهره ببريم.
براي اينكه از رمضان بيشتر بهره ببريم، گفتيم كه بايد توجه داشته باشيم يعني: قلباً بخواهيم و آن چيزي را كه مي‌خواهيم براي مدت طولاني قلباً نگاهش كنيم. اينجا نور و معنويت با نگاه دل بلعيده مي شود وآن مقداري را كه با نگاه دل و با گيرندگي و مكش نگاه دل بدست مي‌آيد با عمل نمي‌توان بدست آورد. توجه قلبي يعني وجه دل آدم به اين موضوع بيشتر باشد.
اين تقاضا و تمناي مستمر اول ساده جلوه مي‌كند، آدم مي گويد خوب باشد، مي‌خواهم ديگر، اما در عمل دشوار است.
با ياد تو مي‌خوابم در خواب تو را بينم
از خواب چو برخيزم اول تو به ياد آيي


فرق تمناي آدم‌هاي معمولي با آدم‌هاي برجسته
--------------------------------------------------------
تمرين توجه چقدر مهم است؟ بعضي اوقات گفتگوي معنوي را كه گوش مي‌كنيد، ممكن اصلا محتواي آن را احتياج نداشته باشيد، مي گويد اين گفتگو توجه دوباره من را به اين مفاهيم جلب مي‌كند. اين گفتگو جنبه موعظه، ذكر، تذكر، تنبه و بيدارسازي پيدا مي‌كند. گفتگوهاي محافل ديني هميشه جنبه تعليمي ‌ندارند خيلي از اوقات جنبه جلب توجه كردن دارند.
فرق تمناي آدم‌هاي معمولي با آدم‌هاي برجسته چيست؟ آدم هاي معمولي را حوادث وادار به تمنا مي‌كند ولي آدم‌هاي با شخصيت فراتر از حوادث مي‌نشينند، تمنا فهرست مي‌كنند و چقدر عميق هم مي‌خواهند. دعاي ابوحمزه ثمالي و كميل را نگاه كنيد حضرت علي درباره يك چيزهايي فكر كردند و آنقدر فكر كردند و نسبت به آن حساسيت پيدا كردند و حساسيت آنقدر بالا رفت كه بدون اينكه زمينه اي باشد كار به گريه و تمنا وعبارات زيبا و شيريني از آن دست كشيده شد.
مي‌گويند امشب قرار است شما فوت كنيد "ابكي لظلمة قبري ابكي لضيق لحدي " من گريه مي‌كنم براي تنگي قبرم، گريه مي‌كنم، مگرطوري شده؟ چيزي شده؟ حوادث نيست كه او را وادار به تمنا مي‌كند شخصيت‌هاي برجسته اين جوري هستند. تمنا، توجه و بعد تأدب.
ادب ماه رمضان متناسب با خودش است. اين صحنه رانگاه كنيد: رسول مكرم اسلام فرمودند كه رمضان ماهي است كه شما در آن به ضيافت الهي دعوت شده ايد. خطبه شعبانيه معروف است. اميرالمومنين بلند مي‌شود و مي‌پرسد يا رسول الله بهترين كار در اين ماه رمضان چيست؟ چه اتفاقي در روح علي افتاده كه بلند مي‌شود و اين سوال را مي‌كند؟ اميرالمومنين توجه دارد با اينكه هنوز ماه رمضان نيامده، بهترين روزه گير باشد و بهترين رمضان را داشته باشد. اين تمنا را دارد و دنبال دستورالعملي براي تأدب مي‌گردد. آدم خوب اين جوري است، تا يك صحنه اي مي‌بينيد كه صحنه خيلي خوبي است، آخرش را مي‌بيند. مي گويد من با اين ماه چي كار كنم؟ نمي‌نشيند لم بدهد، وبگويد الحمدلله اين ماه مي آيد و مي رود و ما را پاك مي‌كند. بيشتر بخوابيم چون كل اين ماه نفسش بركت دارد. تنبلي در روح ما گاهي از اوقات ما را برعكس مي كند.

چرا بعد از آنكه كار خوبي مي‌كنيم و حال خوش معنوي داريم، سست مي‌شويم؟
----------------------------------------------------------------------------------------------
پرسيد چرا بعد از آنكه كار خوبي مي‌كنم و حال خوش معنوي دارم، سست مي‌شوم؟ گفتم طبيعت همه ببعي‌هاي عالم همين است. آدم بايد كمي ‌از زندگي ببعي وارانه نجات پيدا كند. آنوقت وقتي حالش خوب شد تازه دويدن را شروع مي‌كند، تازه تلاش مضاعف خواهد كرد. در وضعيت طبيعي آدم ممكن است به كم قانع شود و به زمين، گير كند. ولي بايد بكند. آن لحظه، لحظه مبارزه تو است. وضعيتت خوب شده بود بعد دچار تنبلي و سستي شدي؟ مثلا اگر يك شب دعاي ابوحمزه بخوانيم تا ده شب به خودمان مرخصي مي‌دهيم و بعضي‌ها ماشاء الله دل گنده هستند تا يك سال به خودشان مرخصي مي‌دهند، شب قدر مي‌آيند و مي‌روند تا سال ديگر. اما اهل بيت اينجوري نبودند. اهل بيت نماز صبح مي‌خواندند تا نماز ظهر به خودشان مرخصي مي‌دادند پبامبر صدا مي‌زدند ارحنا يا بلال اذان بگو كه نفسمان تنگ آمد.

بهترين كار در اين ماه رمضان چيست؟
--------------------------------------------
اميرالمومنين بلند مي‌شوند سوال مي‌كنند بهترين كار در اين ماه رمضان چيست؟ رسول خدا مي‌فرمايند: اجتناب از گناهان و ترك معاصي حضرت حق. اين يعني چه، تناسب اين ادب با رمضان در چيه؟ كه اگر من بخواهم تأدب بورزم، بايد ترك گناه كنم. گناه را كه همشه بايد ترك كرد، وجوه تناسبش وجوه عجيب و غريبي است. اول ببينيم كه خود رمضان چيست؟ خود رمضان از قبيله ي ترك است، ترك خوردن، ترك آشاميدن. قضيه ترك قصه عجيبي دارد بعضي از اهل معرفت فرموده اند اينكه خدا كه فرمود من جزا روزه را مي‌دهم، انگار بقيه را خدا جزا نمي‌دهد، مي‌دهد ملائكه جزا بدهند. بعضي‌ها در اين روايت فرموده اند كه جزاي روزه خودم هستم حال فرق روزه با نماز و كارهاي ديگر چيست؟

فرق روزه با نماز و كارهاي ديگر چيست؟
------------------------------------------------
روزه عملي است كه بيشترين ترك در آن است، فعل نيست. روزه هيچ فعلي ندارد همه اش ترك است. چرا در خانه خدا ترك بهتر از فعل است؟ فعل را قربه الي الله انجام مي‌دهي، ترك هم انجام مي‌دهي ولي ترك عزيزتر است. يك جاي ديگر هم هست ترك كار بد از انجام كار خوب بهتر است. "اجتناب السيئات اولي من اكتساب الحسنات " ترك كار بد خيلي بهتر از آن است كه آدم بخواهد كار خوب بكند. ترك كار بد، ترك چرا پيش خدا عزيزتر است؟
بگذاريد من وجه توحيدي و خالصانه تر ترك را اين طور توضيح دهم. آن چيزي كه در نماز ما بايد دنبالش باشيم چيست؟ توجه به خدا است؟ نه ترك توجه به غير خداست. چون كه ما خدا را نديديم كه به آن توجه پيدا كنيم. آن چيزي كه ما سال‌ها سر نماز با آن مبارزه مي‌كنيم چيست؟ توجهات ديگر مي‌آيد ما مي‌زنيم. مي‌آيد، مي‌زنيم، تو به جاي اينكه خدا را در آغوش بگيري، فعلا بايد شمشير دست بگيري و هر غيري كه آمد غيرتت به جوشد آيد و آن را بزني. بعضي‌ها مي‌گويند ما چه طور به خدا توجه پيدا كنيم؟ راحتت كنم ساده نيست، به آساني نمي شود به خدا توجه پيدا كرد، حالا صبر كن آن چشم را پيداكني كه خدا را ببيني، آن دل را پيدا كني كه خدا را باآن حس كني، آن زبان را پيدا كني كه با خدا حرف بزني.
ما بخواهيم به خدا توجه پيدا كنيم به يك بت خيالي توجه پيدا مي كنيم. تا به بچه مي گويي خداي مهربان، ياد مامانش مي‌افتد مي گويد يك چيزي تو مايه هاي مامان. به او مي‌گويند خداي مهربان ياد نوازش‌هاي مامان مي‌افتد. ذكرهاي نماز را نگاه كنيد يكي از محوري ترين ذكرهاي نماز تسبيح است. تسبيح يعني چه؟ ما فعلا بايد بگوييم خدايا تو از آن چيزي كه همه تصور مي كنند از هر تصوري مبرايي، تو اين نيستي تو آن نيستي، حضرت امام فرمودند الله اكبر هم يك جور تسبيح هست.
خدايا تو بزرگ تر از آن هستي كه من بگويم. تو اين نيستي. تو آن هستي. تو آن ديگري نيستي. من درباره تو هر تصور خوبي را تصديق مي‌كنم و بعد تصديق مي‌كنم كه تو از اين تصور من بالاتري. پس من چي را تصور كنم من هيچ تصوري را نمي‌كنم. ما مدت ها در مسير توحيد بايد حركت كنيم. اميرالمومنين توي نهج البلاغه در يك بحث معرفتي بسيار عالي فرمودند توحيد يعني نفي صفات از او، توحيد يعني خالي از هر چيزي كه تو درباره خدا تصور كني. همه خوبي‌ها را درباره او تصور كن و بعد بگو تو بزرگ تر از اين‌ها هستي.
توحيد شيريني خاصي دارد، عمليات نماز اين است. بعضي‌ها سر نماز گيج مي‌شوند كه بايد چه كار كنند؟ مناجات با امام زمان كه كاري ندارد، انشاءالله زيارت چهره شريفشان نصيب شما بشود تا بدانيد با كي صحبت مي‌كنيد. آدم خيلي راحت تمركز پيدا مي‌كند. توجه به امام حسين و گريه براي سيدالشهدا كاري ندارد اين همه روضه مي‌خوانند تا تصويرسازي براي ما راحت باشد و توجه ما را راحت به امام حسين جلب مي‌كنند. اصلا ما روضه خوان ها نشستيم اينجا كه توجه مردم را جلب كنيم.
اما در ارتباط با خدا برعكس بايد عمل كنيم اينكه اميرالمومنين عليه السلام صدا مي‌زند خدايا! كور باشد هركه تو را نديده باشد. خطبه نهج البلاغه را نگاه كنيد، از اول تا آخر خطبه درباره خداوند متعال مي گويد اين نيست، آن نيست، بالاتر از آن است كه تو تصور كني.
اگر شما بخواهيد خداي متعال را معشوق خود قرار دهيد، با اين ظرفيت‌هاي ابتدايي نمي شود. ما به دنيا آمده ايم تا ظرفيت پيدا كنيم و در آن دنيا بتوانيم خدا را در آغوش بگيريم.
سر نماز به ما فرموده اند بگوييد الله اكبر، الله اكبر يعني غير خدا را دور بريز، همه اش اين عمليات‌ها را انجام بده، هي فكرها مي‌آيد سراغت بگو الان كه موقع اين حرف‌ها نيست. هي دنيا مي‌آيد بگو الان موقع اين حرف‌ها نيست. غصه مي‌آيد بگو الان كه موقع اين حرف‌ها نيست. شادي كه مي‌آيد بگو الان كه موقع اين حرف‌ها نيست. برنامه ريزي آينده مي‌آيد بگو الان كه موقع اين حرفها نيست. تصور امور گذشته، تصوردر مورد ديگران بگو الان كه موقع اين حرف‌ها نيست. مدتي بايد مبارزه كني. نماز در مقام فعل توجه يعني مبارزه با توجه به ديگران و در مقام معرفت يعني توجه به خدا. مراتب اوليه درك خداوند متعال كه آدم مي تواند از آن صحبت كند همه اش تسبيح است. سبحان الله، خدا منزه است. خدا پاكتر از آن است كه من بخواهم بگويم.

تعبير زيباي امام (ره) از نماز و افعال و اذكار آن
------------------------------------------------------
حضرت امام يك بار نماز را توصيف مي‌نمودند، مي‌فرمودند ما نماز مي خوانيم، حمد و سوره را مي‌خوانيم بعد مي‌گوييم الله اكبر خدا بزرگ تر از آن است كه من بايستم و باهاش حرف بزنم. بعد مي‌گوييم سبحان الله ركوع مي‌كنيم و مي‌گوييم خدا پاك تر از آن است كه بگوييم الله اكبر و بعد بلند مي‌شويم مي‌گوييم الله اكبر، خدا بزرگ تر از آن است كه من بگويم سبحان الله. بعد به سجده مي رويم، مي‌گوييم سبحان الله، بابا خدا پاك تر از آن است كه من بگويم خدا بزرگ تر از آن است كه من تسبيحش كنم. بعد بلند مي‌شويم مي‌گوييم الله اكبر، ببين چه نماز قشنگي است.در آخر اين نماز طرف مي‌ميرد و مجبور است كه بگويد "به حول الله و قوه اقوم و اقعد واركع و اسجد ".خدا مي‌گويد حالا دستت را بگير بلند شو دوباره از اول، يك دور ديگر اين راه را برويم، از اول برويم. كمي با من حرف بزن. كمي با خدا حرف مي‌زند و بعد مي‌گويد زشت شد، الله اكبر. خدا بزرگ تر است كه من... سبحان الله و دوباره الله اكبر و دوباره سبحان الله و دوباره الله اكبر و... بعد "اشهدان لا اله الله " شهيد شد، به شهادت رسيد. ولي خدا جانش را نمي‌گيرد، مي گويد حالا دوباره برگرد زندگيت را ادامه بده. يك دفعه اي يادش مي‌آيد كه چقدر آدم اينجا هست و مي گويد "السلام عليكم و رحمه الله و بركاته " شما كي اينجا بوديد؟ مي‌گويند ما خيلي وقت است كه اينجا بوديم، ما هم داشتيم نماز مي‌خوانديم.

چرا بايدقبل از دعا كمي ‌حمد و ثناي خداوند را گفت
--------------------------------------------------------------
ترك در مقام معرفت، تسبيح معرفتي و در مقام توجه، تسبيح قلبي است. درست است. توجه به خدا، كار ساده اي نيست، ما بعضي وقتها نيازهاي خودمان را در آغوش مي‌كشيم.
مي‌گوييم خدايا من اينقدر به تو علاقه مندم، يعني من به خودم علاقه مندم، كه تو اگر من را تحويل بگيري به تو علاقه مند مي‌شوم. اگر تو دست من را بگيري، بالاخره چيزي از علاقه من هم به تو مي رسد. يعني هر كسي به من خدمت كند من به آن علاقه مند مي‌شوم، از جمله شما. از اهل بيت روايت است كه اكثراً بت خيالي خودشان را به نام خدا مي‌پرستند و اصلا نمي‌دانند خدا يعني چه؟
تحف العقول حديث اول در باب معرفت الله از اميرالمومنين و نهج البلاغه را مطالعه كنيد آدم همين‌جوري مي‌ماند. تو به كي عشق داري؟ به چه كسي عشق مي‌ورزي؟ با كي صحبت مي‌كني؟ تو با كسي اجازه سخن پيدا كردي كه هنوز اجازه ديدن او پيدا نكردي، اجازه درك عميق و شفاف پيدا نكردي. تو به چه كسي علاقه داري؟ نديده به او ايمان آورده اي؟ و اين، كارِ آدم را زيبا مي‌كند، تشنه نگه مي‌دارد.
هميشه مي‌گويند قبل از دعا كمي ‌حمد و ثناي خداوند را بگوييد. بعد هم بگويد سبحان الله، الله اكبر تو بزرگ تر از آن هستي كه من تو را درك كنم. كمي تسبيح و كمي حمد و ثناي الاهي را به جا آوريد. يك كمي فاصله خود تان را با خدا حفظ كنيد، اين فاصله را اعلام كنيد.
اينكه آدم از اسماي جمال و جلال حضرت حق ياد كند، عيبي ندارد اما شما توجه داشته باشيد هر وقت ما مي‌گوييم خدا رحيم است. خدا بزرگ تر از آن چيزي است كه ما از رحمت او تصور داريم،هر موقع كه گفتيم خدا كريم است. خدا بزرگ تر از آن است كه ما از كريم بودن او تصور داريم.
خدا را يك كمي فاصله بدهيد كه به طرفش حركت بكنيد.
خداشناسي به معناي واقعي چند سال طول مي‌كشد؟ به اندازه عمر خدا. هر چي جلوتر مي‌روي خدا را بيشتر مي‌شناسي.چند سال وقت بايد گذاشت؟ از وقتي شناسايي خدا را آغاز كردي تا وقتي خوب او را بشناسي. بي نهايت سال بايد وقت بگذاري يعني هيچوقت خدا را خوب نمي‌شناسي.
يك سوالي امام حسين مي‌تواند بگويد من هنوز بي نهايت خدا را نمي‌شناسم؟ بله، امام حسين مي گويد، داد مي‌زند. خدا براي امام حسين هم نامحدود است، اما امام حسين چقدر جلورفته است، از ما خيلي جلوتر، ولي شما نمي‌توانيد بگوييد چقدر مانده به ته معرفت الله برسد، معرفت الله ته ندارد، براي همين اين جوري در خانه خدا ضجه مي‌زنند.
اهل بيت مي‌فرمايند هر شب جمعه از معرفت الله به ما عنايتي مي شود كه ما وقتي آن عنايت را دريافت مي‌كنيم، احساس مي‌كنيم تا حالا اصلا چيزي از خدا نمي‌شناختيم. ببين چه اتفاقي هر شب جمعه براي اهل بيت مي‌افتد، مشكل اينجاست كه خدا بي نهايت است. پس من براي اينكه در معرفت الله را بر روي خود باز كنم فعلا بايد مبارزه كنم. در مقام معرفت، مبارزه با آنچه درباره خدا تصور مي‌كنم، چون خدا از تصور من خارج است. بايد به اسماء الهي معرفت پيدا كنيم، و هرچه جلوتر برويم بگويم ولي خدا بهتر از اين است.

ما در اين دنيا كاري جز ترك نداريم
------------------------------------------
شما هم در مقام معرفت وهم در مقام توجه و هم در مقام عمل يك چيزي به نام ترك مي‌بينيد. يعني ترك معصيت. ترك معصيت از قبيله توحيد است و خيلي زيبا و لطيف است. من مي‌ترسم شما فعلي را انجام دهيد يك چيزي از قبيل به تصور كشيدن خدا و خدا را در آن تصور محدود شود. بگويد من خدا را شناختم، خدا عين مامان من مي‌ماند تازه مشرك شدي. عين مامان من مي‌ماند يعني چه؟ فعل خوب را انجام دادن و در همان حد متوقف شدن خيلي زشت است.
اي خدايي كه اگر كسي بخواهد به تو برسد بايد خوبي‌هاي خودش را ترك كند، به اين معنا چه طور كسي كه ترك معاصي نمي‌كند به تو برسد؟ روزه از قبيله ترك است. خدا آب و غذاي آدم را قطع مي‌كند و مي گويد خواهشاً بقيه را خودت قطع كن. دنيا دار علاقه مند شدن و ترك علاقه‌ها است در دنيا طبيعتاً آدم علاقه‌هايي پيدا مي‌كند. بايد شمشير برداري هي بزني، هي بزني. ما در اين دنيا كاري جز ترك نداريم. روي اين ترك فكر كنيد. خصوصا ترك تعلقات.
اكثر امتحانات الهي با ما يك حرف بيشتر ندارند، ترك. حتي خوبي‌ها هم براي اين است كه ما ترك بدي‌ها كنيم. مثلا صدقه دادن ترك مال است، از خودگذشتگي، ترك خود و....

عاشق خدا شدن يعني چه؟
----------------------------------
عاشق خدا شدن يعني فناي في الله، در فنا هم ترك است. همه چيز را براي خودتان خلاصه كنيد تا هميشه آرام بگيريد. هميشه با يك كلمه و در يك لحظه خودتان را توجيه كنيد. ما به اين دنيا آمديم كه غير او را از دل خارج كنيم، از اعمالمان خارج كنيم. اين خروج خيلي چيز قشنگي است. خدايا در اين ماه رمضان به ما توفيق بده، غير تو از تمام گوشه‌ها و زواياي وجود ما خارج شود. "حبلي كمال الانقطاع اليك ".

كربلا نمايشگاه ترك به خاطر حضرت محبوب
----------------------------------------------------
فداي لب تشنه ات يا امام حسين. از صبح تا عصر عاشورا، در كربلا حماسه اي بود. تعلق نوراني سيدالشهدا تعلق خاكي و سياه از جنس ما نبود. تعلق سيدالشهدا از جنس تعلقات ما نيست. هر كه را هم دوست دارد به خاطر خدا دوست دارد. اما خدا بنا داشته آنجا نمايشگاهي از ترك به خاطر حضرت محبوب برقرار كند. يك به يك حسين ميدان مي‌رود و بر مي‌گردد و يكي از عزيزانش را از دست مي‌دهد. هر كه را دوست دارد از دست مي‌دهد.
علي بن ابي الطالب بالاي سر عمارياسر آمد و صدا زد اي دنيا اف بر تو، چه دقتي داري كه من به هر كسي علاقه مند هستم، من را از او جدا مي‌كني، مي‌گردي دوستانم را يك به يك از من مي‌گيري. روضه مي‌خواند وگريه مي‌كرد. از دست دادن و فدا كردن اوج عاشقي است كه اوليا ي خدا داشته اند. اباعبدالله الحسين بالاي سر علي اكبر صدا زد اي دنيا اف بر تو، كسي را از من مي‌گيري كه عزيزترين كس من بوده است.
لحظه هاي عجيب و عارفانه اي است، سيدابن طاووس مي‌فرمايد اگر نبود كه به ما دستور دادند براي سيدالشهدا گريه كنيد ما اين قسمت از عاشورا را كه مي‌ديديم، از اين توفيق عظيم و از اين عشق بازي عجيب، جشن مي‌گرفتيم، شكوهش انسان را به بهجت و سرور خاصي مي‌رساند. ولي به ما گفتند آن طرفش را هم ببينيد.
مي‌گويند لشكريان همه ايستاده بودند همه يك دفعه خانمي را به هم نشان دادند، اولين بار بود كه اهل حرم به ميان نامحرمان آمده بودند. گفتند او كيست؟ يكي صدا زد گمانم دختر اميرالمومنين، زينب كبري باشد. زينب را مي‌شناختند. زينب ميان نامحرمان بيايد؟ از ميان لشكريان عبور كند؟! چه اتفاقي افتاده است؟!
جوانان به خدا شما همين الان بخواهيد مسافت خيمه گاه تا قتلگاه و مزار علي اكبر را بدويد، خسته مي‌شويد بايد يكي دو بار نفس تازه كنيد. زينب كبري تمام اين مسير راعزيز برادر گويان ميان نامحرمان دويد تا خود را بالاي سر علي اكبر برساند و ناله اي بزند، حسين صورت از صورت علي اكبر بردار. الا لعنه الله علي قوم الظالمين.
خدايا! ما را ببخش و بيامرز، آني و كمتر از آني ما را به خودمان وا مگذار.

* سخنراني حجت الاسلام عليرضا پناهيان در مسجد دانشگاه تهران - رمضان 1426

ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت

رجانیوز - این روزها ظاهرا حاشیه‌های "ساختمان پزشکان" پررنگ‌تر و البته مهم‌تر از متنش شده و بحث در مورد محتوای آن هرروزتر داغ‌تر از روز قبل می‌شود. انگار "ساختمان پزشکان" هم مانند "اخراجی‌ها" و "جدایی نادر از سیمین" دارد تبدیل می‌شود به بهانه‌ای برای درگیری‌های رسانه‌ای بین نویسندگان انقلابی و منتقدان شبه روشنفکر می شود، به خصوص در فضای مجازی. بعضی حتی سعی می کنند بگویند تعداد بینندگان این روزهای ساختمان پزشکان از "مختارنامه" هم بالاتر است و این جزو بهترین سریال‌های طنز تلویزیون است.

اما واقعا دلیل این همه حاشیه چیست؟ چرا کار به جایی می‌رسد که حتی طلبه‌های قم در اعتراض به پخش سریال تجمع می‌کنند؟ آیا این اولین و آخرین سریال نامناسب رسانه‌ی ملی است؟ راهکار جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی در آینده چیست؟ و اصلا در بروز چنین وقایعی چه کسانی مسئولند؟

داستان پزشکان

درباره‌ی "ساختمان پزشکان" می‌شود صفحه‌ها نوشت و ساعت‌ها صحبت کرد. نه فقط این سریال، که در مورد تعداد زیادی از خروجی‌های صدا و سیما می‌توان مدت‌ها صحبت کرد و به نقد آنها پرداخت. مگر این اولین و آخرین خروجی بی‌محتوای رسانه‌ی ملی است؟

می‌شود از ساختار تکراری "ساختمان پزشکان" گفت. از اینکه سال‌هاست که این گروه وقتی می‌خواهند سریال طنزی بسازند، جامعه‌ای با افراد فرصت‌طلب، دروغ‌گو، خائن، کلاهبردار، خنگ، یا به معنای بهتر، جامعه‌ای با افراد به معنای واقعی کلمه عوضی را تصویر می‌کنند و یک نفر راست‌گو، منطقی، با سواد و خوش‌قلب، یک نفر ناهمگون با محیط را در میان آنها رها می‌کنند و همین باعث ایجاد موقعیت‌های خنده‌دار می‌شود. این نقش را در سریال‌های مدیری سیامک انصاری بر عهده داشت و اینجا دکتر نیما افشار (بهنام تشکر) ایفاگر همان نقش است.

می‌شود گفت که این ساختار تکراری هم برمی‌گردد به روحیات و تفکرات شبه روشنفکران سازنده‌ی این آثار. آنها به طور اخص خود را بالاتر از مردم عادی می‌بینند و اصولا ارزشی برای مردم قائل نیستند. از مردم بریده‌ و حتی از آنها بیزارند. این از آثار هنری بت‌های خود ساخته‌ی جریان روشنفکری، امثال شاملو و هدایت و.... نیز به خوبی نمایان است.

بنابراین واضح است که وقتی پیروان چنین کسانی بخواهند سریال طنز بسازند، افراد جامعه‌ای را انسان‌های سطح پايینی تصویر خواهند کرد که هیچ بویی از انسانیت نبرده‌اند و فقط به فکر منافع خودشان هستند و در این میان تنها یک نفر (خودشان) شمایل یک انسان (شهروند) واقعی را داراست.

این دوری و برید‌گی به این دلیل است که روشنفکران ایرانی برخلاف نمونه‌های غربی خود هیچ‌گاه در ایران از تاثیرگذاری بالایی در رخداد‌های اجتماعی و سیاسی برخوردار نبوده‌اند.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج سبک زندگی غربی‌ست. این از تک‌تک روابط کلیه‌ی شخصیت‌های سریال پیداست. از روابط زن دکتر با برادر همسر و همکاران دکتر بگیرید تا روابط خود اعضای ساختمان پزشکان با هم.

می‌شود گفت که این سبک زندگی غربی، سبک زندگی طبقه‌ی خاصی در تهران امروز است و پرسید که چرا باید صدا و سیما در یک شبکه‌ی سراسری سبک زندگی طبقه‌ی متوسط نوظهور شهرنشین دچار به بحران هویت را که آن‌هم فقط به تهران خلاصه می‌شود، تبلیغ و ترویج کند. مگر مخاطب این شبکه کل مردم ایران نیستند، پس چرا سبک زندگی گروهی محدود در تهران باید برای یک روستایی نیز تبلیغ شود.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج بی‌حیایی در جامعه است. کافی است به حرکات محبوب‌ترین شخصیت سریال خانم شیرزاد، دقت کنیم. این لحن گفتار و حتی حرکات بدن این شخصیت در تاریخ سریال‌سازی ایران بی سابقه است و البته به نوعي غير دیني.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج بی‌عفتی در جامعه است و این از تمام رفتارهای شخصیتی مثل ناصر قابل ارزیابی است. کافی‌ست به یاد بیاورید نگاه‌های لذت‌جویانه‌ی ناصر را به تمامی شخصیت‌های زن حاضر در سریال. از شخصیت‌های زن اصلی بگیرید تا شخصیت‌های مهمان در هر قسمت.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مخرب چهره و نقش پدر و مادر در خانواده است. پدر و مادر این سریال حتی بدیهیات اخلاقی را رعایت نمی‌کنند و حتی مدام به فکر سوء استفاده و تیغ زدن فرزند خود هستند. واقعاً پخش چنین سریالی ذهنیت بیننده را نسبت به جایگاه پدر و مادر در خانواده تغییر نمی‌دهد؟

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج ابتذال جنسی و حتی هم‌جنس‌گرایی در جامعه است. شاید در چند روز اخیر و در مطالب مختلف این را شنیده باشید ولی برای یادآوری دوباره باید گفت. این شرح یکی از سکانس‌های سریال است:

«فرید (پدر نیما) دوست نیما را به خانه آورده است. آنها در خانه تنها هستند و دوست نیما به وضوح از این موضوع نگران است. فرید شروع می‌کند به چیدن وسایل خانه پشت در تا کسی نتواند وارد خانه شود. دوست نیما انگار کمی ترسیده است و شروع به عرق کردن می‌کند. فرید پرده‌ها را می‌اندازد تا داخل خانه معلوم نشود. دوست نیما از ترس قرمز شده است. فرید تشک و بالشت را می‌آورد و وسط اتاق پهن می‌کند و به دوست نیما می‌گوید بیاید و روی آن بنشیند و... آخر معلوم می‌شود که فرید می‌خواهد از تشک پول بیرون بیاورد و به دوست نیما بدهد!»

می شود تعداد بیشتری از نکات را افزود ولی مهم‌تر از این‌ها بررسی دلایل پخش چنین سریالی‌ است.

داستان پیمان و سروش

قطعا هر اثر هنری فارغ از خوب یا بد بودنش نشان دهنده‌ی تفکرات و اعتقادات سازنده‌ی آن است. نمی‌شود با یک سریال یا فیلم یا هر اثر هنری دیگری طرف بود و ردی از اعتقادات سازنده‌ی آن را در آن مشاهده نکرد. پس "ساختمان پزشکان" هم نماینده‌ی تفکرات سازندگان آن است. اما تفکرات و اعتقادات سازندگان آن چیست؟

سروش صحت کارگردان کار، کارش را در سال 77 با بازی در جنگ77 زیر نظر مهران مدیری آغاز کرد. در اینجا و برای بررسی نوع نگاه صحت، بررسی دو اثر متاخر وی کافی است. سروش صحت نویسنده‌ی فیلمنامه‌های دو فیلم "نیش زنبور" به کارگردانی حمیدرضا صلاحمند و هچنین "پوپک و مش ماشالله" به کارگردانی فرزاد مؤتمن است.

هر کس این دو فیلم را دیده باشد، می‌تواند تصدیق کند که هر دوي این آثار جزو پیش‌روترین فیلم‌ها در تعداد شوخی جنسی در کل سینمای بعد از انقلاب ایران هستند. تعداد شوخی‌های مبتذل جنسی در این دو فیلم آن‌قدر بالاست که حتی آثاری مثل "سن‌پطرزبورگ" و "ورود آقایان ممنوع" را در رده‌ی پايین‌تری نسبت به آنها قرار می‌دهد.

همچنین فیلمی مثل "پوپک و مش‌ماشالله" در عناد و دشمنی با قشر مذهبی جامعه و در کل، دین و مذهب در بین تمام تولیدهاي سال‌های اخیر سینمای ایران شاخص است، به‌طوری که بیشتر شوخی‌های فیلم به تمسخر اعتقادهاي مذهبی جامعه ایران می‌گذرد و چهره‌ی بسیار زننده‌اي‌ از مردم متدین و مذهبی ایران برای تماشاگر ترسیم می‌کند.

اما نکته‌ی جالب این است که نویسنده‌ی دیگر فیلم‌های مبتذل (ابتذال جنسی) این روزهای سینمای ایران یعنی "سن‌پطرزبورگ" و "ورود آقایان ممنوع" هم نویسنده‌ی "ساختمان پزشکان" است.

پس در یک اتفاق مهم، نویسندگان چهار، پنج فیلم متعلق به موج جدید ابتذال در سینمای ایران؛ یعنی ابتذال جنسی، نویسنده و کارگردان "ساختمان پزشکان»" هستند و همین پاسخ تمام اتفاق‌هاي عجیب و غریب و زننده‌ای است که در ساختمان پزشکان در حال وقوع است.

پس خیلی دور از ذهن و بی‌راه نباید باشد که سازندگان ساختمان پزشکان (صحت و قاسم‌خانی) رسما عکس "فروید" دانشمند یهودی و معتقد به آزادی جنسی را به دیوار اتاق دکتر افشار نصب می‌کنند و وی را قهرمان دکتر افشار معرفی می‌کنند.

همچنین حالا خیلی نباید سوال‌برانگیز باشد که چطور ممکن است سازندگان یک اثر به اصطلاح طنز تلویزیونی برای دکور کافی‌شاپ از تابلوی معروف "آفرینش انسان" اثر میکلانژ استفاده کنند که الهام گرفته شده از یکی از داستان‌های تورات است و همچنین یکی از نقاشی‌های مهم مسیحیان صهیونیست (فراماسونرها)، که اصل آن نقاشی شده در کلیسای رسمی پاپ در واتیکان است.



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
به تازگی شبکه های ماهواره ای، تاکتیک تازه ای را برای شکستن قبح بدحجابی و بی حجابی در پیش گرفته اند؛ آنها در این تاکتیک تلاش می کنند به القای زیبایی های ظاهری در بی حجابی بپردازند.

  این روزها یکی از دغدغه های اصلی کارشناسان و مسئولان، مقابله با ناهنجاری بدحجابی و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه است. در مقابل، تمام تلاش دین ستیزان هم ترویج بدحجابی و برهنگی است.

در ماه های گذشته شبکه های ماهواره ای جدید و متفاوتی دربین انبوه شبکه ها راه اندازی شده است. بیشتر برنامه های این شبکه ها مجری محور است و برنامه به صورت زنده پخش می شود. شاید در نگاه اول این برنامه ها همانند بسیاری از برنامه های معمولی و روتین ماهواره ای باشد که یک مجری و یا "شومن" از آن سوی مرزها برنامه را اجرا می کند و با موسیقی و ترانه های جوان پسند به دنبال جذب مخاطب به ویژه جوانان است. اما با نگاهی دقیق و موشکافانه به عملکرد و چگونگی اجرای چنین برنامه هایی از سوي مجریان می توان به تاکتیک وِیژه گردانندگان این شبکه ها برای ترویج بی حجابی و استفاده ازشگرد "حجاب علیه حجاب" اشاره کرد.

برداشت اول: مجری زن با حجاب کامل
تاکتیک هوشمندانه این شبکه ها برای ترویج بی حجابی به این صورت طراحی شده که در بخش اول برنامه یک مجری زن جوان با حجاب کامل که شامل روسری و یا شال می شود، در برابر مخاطب قرار گرفته و اجرای برنامه را آغازمی کند.

برداشت دوم: مجری زن بی حجاب می شود!
زمانی که مخاطب جذب برنامه شد، همان مجری با حجاب (!) به یکباره در حین ارتباط تلفنی با مخاطب، روسری یا شال خود را برمی دارد و به صورت بی حجاب در برابر دوربین و مخاطب قرارمی گیرد!

برداشت آخر: مجری با افکت های تصویری زیباتر می شود!
جالب اینجاست بعد از اینکه مجری روسری خود را برمی دارد افکت های تصویری و نورپردازی صحنه به گونه ای چهره و جلوه مجری زن را نشان می دهد که بسیار زیباتر از گذشته و زمانی که روسری برسر داشت جلوه کند.

تهدیدات این شبکه های ماهواره ای علیه حجاب تا جایی پیش رفته که طی هفته های گذشته در برخی شبکه های ماهواره ای مجریان با برداشتن حجاب ازسر خود در برابر مخاطب، ازدختران ایرانی می خواهند ضمن ارتباط تلفنی با این شبکه ها به ارائه نظر و دیدگاه های خود درباره حجاب بپردازند.

این پروسه هوشمندانه از سوی شبکه های ماهواره ای به صورت دقیق و مرحله ای انجام می شود، به صورتی که استفاده ابزاری ازمجریانی با چهره های زیبا و تلقین این موضوع به مخاطب که بدحجابی باعث زیباتر شدن افراد می شود، تلاش می کنند تا تاکتیک "حجاب علیه حجاب" را به بهترین شکل ممکن به سرانجام برسانند و با هزینه های فراوان درعرصه رسانه این تفکر را به جوانان القا کنند.

چرا ترویج بد حجابی در ماهوراه؟
اینکه چرا و به چه دلیل شبکه های تازه تاسیس ماهواره ای برای ترویج بدحجابی این تاکتیک جدید را در دستور کار خود قرارداده اند و برای مقابله با این تاکتیک چه تکنیکی باید در دستور کار متولیان امر در کشور قرارگیرد، پرسشی است که پاسخ آن را از کارشناسان و جامعه شناسان جویا شده ایم.

به باور دکتر "محمد درخشانگ، عضو هیئت علمی دانشگاه و جامعه شناس در حال حاضر شگردهای ارتباط گیری در شبکه های ماهواره ای تغییرکرده و این روش ها با توجه به تغییرات اجتماعی و مسائل روز برنامه ریزی می شود.

این استاد دانشگاه می گوید: «شبکه های ماهواره ای برای بقای خود دو اصل مهم را دنبال می کنند؛ یکی جذب مخاطب و دیگری بیشترین تاثیرگذاری بر بیننده.»
بنا بر اظهارات درخشان در گذشته شبکه های ماهواره ای برای جذب مخاطب تنها به موسیقی های جوان پسند و یا پخش فیلم های روز جهان متوسل می شدند، اما درحال حاضر به دلیل فراگیرشدن مسائل اجتماعی و سیاسی در کشور و از آن مهم تر اشتیاق جوانان برای وارد شدن به بحث و گفت و گوی آزاد، شبکه های ماهواره ای هم از این اشتیاق به سود خود استفاده می کنند.
حجاب موضوع مورد علاقه دخترها
به باور وی این روزها موضوع حجاب یک دغدغه فراگیر در جامعه و به ویژه در بین دختران است، به همین دلیل این شبکه ها هم دربحث ها، میزگردها و تبادل نظرات و دیدگاه های خود با مخاطب این موضوع را مورد توجه قرارداده اند، اما به علت اینکه رویکرد و سیاست این شبکه ها تخریب ارزش ها و باورهای جوانان است، با استفاده از شگرد جدید، باورهای غلط و انحرافی را درباره زیباتر شدن با بد حجابی به مخاطبان خود القاء می کنند.
 
خانواده ها هوشمندانه عمل کنند
اما "محمد شهریاری"، استاد دانشگاه و روانشناس درباره تاکتیک جدید شبکه های ماهواره ای معتقد است که با توجه به فراگیر شدن استفاده عموم ازدستگاه های گیرنده و در نتیجه در دسترس بودن شبکه های ماهواره ای، منع جوانان از تماشا کردن این برنامه ها نتیجه عکس دارد و باعث ترغیب و گرایش بیشتر به سمت ماهواره می شود.

شهریاری می گوید: «در شرایطی که دختران جوان در محیط های مختلف تحت تاثیر همسالان قرار دارند، جلوگیری والدین از تماشای اینگونه برنامه ها نتیجه منفی خواهد داشت.»

به گفته وی،خانواده ها با توجه به تغییر نوع تهدید ماهواره ها باید هوشمندانه و با آگاهی با این تهدید مواجه شوند و از برخورد های مقطعی و حساس کردن جوانان به ویژه دختران جوان خودداری کنند.

به باور این روانشناس، دقت آگاه کردن جوانان نسبت به زیبایی های حجاب، آگاه شدن والدین نسبت به نوع تهدید و در نهایت تدبیر صحیح مدیران صدا و سیما برای مقابله هوشمند سه راهکار اصلی در برابر این تهدید جدید ماهواره ای است.


ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
«ورود آقایان ممنوع» ؛ گذار از لودگی سینمایی به شوخی جنسی
گروه فرهنگی رجانیوز- امیر ابیلی: این روزها دو اتفاق مهم در حوزه‌ی سینمای کمدی ایران در حال وقوع است، یکی استقبال خوب تماشاگران و سینمایی‎نویس‎ها از «ورود آقایان ممنوع» با کارگردانی رامبد جوان و دیگری شکست تجاری آخرین خروجی کارخانه‌ی کمدی سازی این سال‌های سینمای ایران یعنی موسسه‌ی پویا فیلم(حسین فرحبخش)، «دختر شاه پریون» با بازی رامبد جوان و دیگران.
«ورود آقایان ممنوع» در چهار هفته‌ی اکرانش بیش از یک و نیم میلیارد فروخته و به احتمال قریب به یقین رقم دو میلیارد را هم تا پایان دوره اکرانش، پشت سر خواهد گذاشت و در طرف مقابل میزان فروش «دختر شاه پریون» آخرین همکاری کامران قدکچیان با کمپانی پویا فیلم در همین مدت به صد و چهل میلیون هم نمی‌رسد. این اتفاق شاید در ظاهر مانند تمام دوره‌های قبل اکران که یک فیلم پرفروش می‌شد و یک فیلم با شکست مواجه می‌شد قابل تحلیل و تفسیر باشد اما میزان فروش کمدی‌های موسوم به «کمدی‌های مبتذل» در چند ماه اخیر و شکست‌های سریالی سنگین آنها و همچنین موفقیت‌های پیاپی گروه جدیدی از کمدی‌ها مانند «سن پطرزبورگ» و «ورود آقایان ممنوع» که اتفاقا علاوه بر استقبال مخاطبین با استقبال رسانه‌ها و سینمایی‌نویس‌ها هم مواجه شده نشان از این دارد که مردم و منتقدین متفق‌القول بر این باورند که تاریخ انقضای کمدی‌های دهه 80 به سر آمده و دوره‌ی جدیدی از کمدی‌سازی آغاز شده.
اما در این میان چند سوال اساسی مطرح است. اول اینکه آیا موج جدید فیلم‌های کمدی را باید جدای از آثار مبتذل دهه80 تحلیل و تفسیر کرد، به این معنی که این گروه از کمدی‌ها برخلاف کمدی‌های دهه‌ی گذشته جزو آثار فاخر به حساب می‌آیند، و یا اینکه خود ابتذال بیشتری را به همراه دارند؟و دوم اینکه آیا آغاز هر دوران تازه‌ای لزوما به معنای پیشرفت نسبت به دوره‌ی قبل است، یا دلیلی بر فاخرتر بودن این آثار نسبت به موج«کمدی‌های مبتذل» دهه‌ی هشتاد وجود ندارد؟
دورانی که گذشت
اواخر دهه‌ی هفتاد، حدود سال‌های 78-79 بود انگار. جشن خانه‌ی سینما. سخنرانی مجید مجیدی. این اولین بار بود که شخصی از دل سینما شنیدن «صدای پای ابتذال» را هشدار می‌داد. تا آن روز «ابتذال» متوقف شده در سینمای قبل از انقلاب بود و «مبتذل» توصیفی برای آثار همان دوران. آن روز وقتی مجیدی پشت تریبون رفت و از فرارسیدن «شبی که بر سینمای ما پرده افکند و در آن شب دیجور، اندیشمندان و روشنفکران، دیوژن‌وار شمع به دست گیرند و به دنبال نشانه‌های زیبا و دل‌انگیزی چون خانه دوست کجاست؟ باشند و هرچه بجویند کمتر یابند» اظهار نگرانی کرد و همچنین گفت که« گوش بداریم که صدای پای ابتذال به راحتی به گوش می‌رسد. آنچه روزگاری به درست یا به غلط با واژه‌ی فیلمفارسی می‌خواندیمش، دوباره سر و گوشی می‌جنباند، تابلوهای رنگارنگی که فقط دنبال فریب چشم‌هایند و با اندیشه و آگاهی بیگانه‌اند، دوباره در سر چهارراه‌ها حاضر می‌شوند. ترانه‌خوانی‌های کوچه و بازاری، عشق‌های کاغذی و لحن‌های کلاه مخملی دوباره در فیلم‌ها ظاهر می‌شوند....» کمتر کسی این اخطار مجیدی را جدی گرفت و اصلا بسیاری روی سخن وی را به خود گرفتند و برآشفتند که این حرف‌ها چیست که مجیدی می‌زند، اما دیری نپائید که «مبتذل» شد پرتکرارترین واژه‌ی مورد استفاده برای توصیف فیلم‌های روی پرده‌ی سینماهای ایران در رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوب. جریانی که با فیلم‌هایی چون «مرد عوضی»(محمدرضا هنرمند) و «آدم برفی»(داود میرباقری) و... آغاز شد و با آثاری مثل «کما»(آرش معیریان) ادامه پیدا کرد، رسید به جایی که تبدیل شد به بازسازی عین به عین «فیلمفارسی»های قبل از انقلاب و تولید و اکران آثاری مانند «عروس فراری» و «سوغات فرنگ» و «مهمان» و...
به این ترتیب نبض بازار سینمای ایران افتاد دست چند گروه ثابت. از یک طرف حسین فرحبخش و عبداله علیخانی(پویا فیلم) که تا قبل از آن با ساخت اکشن‌های عامه پسند با بازی هاشم‌پور مشغول تجارت در سینما بودند قرار داشتند که با گروه بازیگران جدید خود مانند حیایی و گلزار مشغول ساخت آثاری مانند «کما» و «شارلاتان» و «سلام بر عشق» و «آقای هفت رنگ» و.... بودند و از طرف دیگر امثال قدرت‌الله صلح میرزایی و سعید سهیلی و..... با تولید آثاری مثل «زندگی شیرین» و «دلداده» و«شاخه گلی برای عروس» و «چارچنگولی» و «ازدواج در وقت اضافه» و..... قرار داشتند که با استفاده از محبوبیت بازیگران تلویزیونی تازه به شهرت رسیده‌ای مانند جواد رضویان و رضا شفیعی‌جم و یوسف تیموری و مهران غفوریان و علی صادقی سعی در فروش هرچه بیشتر در گیشه داشتند. دهه‌ی هشتاد تبدیل شد به دهه‌ی حکمرانی بی چون و چرای فیلم‌های «کمدی مبتذل» بر سینمای ایران. سینمایی که علاوه بر ضدفرهنگ و ضدمذهب بودن، آنقدر ساختار ضعیف و سردستی‌ای داشتند که حتی روشنفکران را هم مجاب کردند که یک دهه از ابتذال و لودگی جاری در این فیلم‌ها گلایه کنند و یک دهه بر طبل انتقاد و ناسازگاری با این فیلم‌ها بکوبند.
دورانی که رسید
اما داستان گذشت و رسیدیم به اواخر دهه‌ی هشتاد و سال آغازین دهه نود. آثار متعلق به جریان کمدی‌های لوده و مبتذل دیگر فروش سابق را نداشتند و یک به یک با شکست تجاری مواجه می‌شدند. بررسی دلایل افت فروش این آثار خودش نیاز به یک مطلب جداگانه دارد، اما در همین دوران و در میانه‌ی بدترین دوران سینمای کمدی در یک دهه‌ی گذشته باز شاهد اکران چند فیلم بودیم که اتفاقا با استقبال همزمان مخاطبان و رسانه‌ها نیز مواجه شدند، آثاری مانند «سن پطرزبورگ»(بهروز افخمی) و «پسر آدم دختر حوا»(رامبد جوان) و «نیش زنبور»(حمیدرضا صلاحمند) و....، اما این آثار با موج کمدی‌های قبل از خود تفاوت‌های بسیاری داشتند که همین تفاوت‌ها باعث به چشم آمدن و دیده شدن این آثار در میان انبوه کمدی‌های ضعیف و بی‌کیفیت آن روزهای سینمای ایران می‌شد. مهمترین وجه تمایز این آثار با دیگر کمدی‌ها یکی گروه سازندگان جدید آنها نسبت به آثار قبلی بود، از کارگردان و نویسنده و بازیگر، و دیگری روش جدیدی که در خنداندن مخاطب در پیش گرفته بودند. در این آثار دیگر خبری از آواز خواندن و رقصیدن امثال پورمخبر و صادقی و رضویان نبود و فیلم بر اساس بداهه‌گویی‌های شفیعی‌جم و غفوریان پیش نمی‌رفت. چیزی که در این میان واضح و بدیهی بود این بود که سازندگان کمدی‌های جدید بعد ساختاری و فنی سینما را بهتر می‌شناختند و برای ارکان سینما یعنی فیلمنامه و کارگردانی و بازیگری ارزش بیشتری قائل بودند و مانند عموم تهیه‌کنندگان ناآشنا با سینمای، کمدی‌های مبتذل قبلی به سینما فقط به چشم یک تجارت سودآور نگاه نمی‌کردند، اما آیا همه‌ی این موارد باعث این می‌شد که این آثار از «ابتذال» خالی باشند و کمدی فاخر به حساب بیایند؟
نگاهی به «ورود آقایان ممنوع»
«ورود آقایان..» داستان خانم دارابی(ویشکا آسایش) مدیر یک دبیرستان دخترانه است که به شدت دارای روحیه مرد ستیزی‌ست به طوریکه تا به حال حتی یک مرد هم قدم به این دبیرستان نگذاشته، اما زایمان زودتر از موعد دبیر المپیاد شیمی این دبیرستان وی را مجبور می‌کند که با حضور یک دبیر مرد(رضا عطاران) در دبیرستان تحت مدیریتش موافقت کند و.....
پیمان قاسم‌خانی و رامبد جوان، نویسنده و کارگردان کار، توانسته‌اند با چاشنی کردن مقداری از تفکرات فمنیستی به شخصیت خانم دارابی و نقد این تفکرات به راحتی از خان‌های کسب پروانه‌ی ساخت و همچنین کسب پروانه‌ی نمایش و اکران عمومی عبور کنند. فیلم در مقایسه با کمدی‌های اکران شده در سال‌های اخیر به شدت خنده‌دارتر است و تقریبا تمام تماشاگران را از نظر مقدار خنده در طول نمایش فیلم راضی از سالن سینما خارج می‌کند، اتفاقا همین ظاهر ضدفمنیستی فیلم و مقدار دُز بالای خنده‌ی جاری در آن باعث شده هر دو طیف سنتی‌تر و امرو‌زی‌تر جامعه، و البته هر دو گروه خانواده‌ها و جوان‌های سینمارو از فیلم استقبال کنند. اما آیا واقعا شوخی‌های فیلم شوخی‌های درست و پاکی است؟ آیا این فیلم واقعا مناسب خانواده‌ی ایرانی‌ست؟ آیا این قبیل کمدی‌ها مبتذل‌تر از کمدی‌های لوده‌ی قبلی نیست؟
نکته‌ای که در میان تمامی آثار موسوم به کمدی‌های جدیدتر و به ظاهر فاخر این روز‌های سینمای ایران قابل ردیابی‌ست و اتفاقا می‌توان آن را به عنوان مهمترین شاخص و فاکتور این جریان نوظهور دانست مسئله‌ای به نام «شوخی جنسی» و یا «کمدی سکسی» است. توضیح می‌دهم.
اگر در همین دو- سه فیلم پرفروش این سال‌ها که خارج از جریان کمدی‌های مبتذل دهه هشتاد قرار می‌گرفتند (آثاری که در بالا نام بردم مثل «سن پطرزبورگ»(بهروز افخمی) و «پسر آدم دختر حوا»(رامبد جوان) و «نیش زنبور»(حمیدرضا صلاحمند) دقت کنیم به این نکته می‌رسیم که در این آثار شاید از رقص‌ها و شوخی‌های سخیف فیلم‌های قدرت‌اله صلح‌میرزائی و سعید سهیلی خبری نباشد اما میزان شوخی‌های جنسی در این فیلم‌ها آنقدر بالاست که خطرش برای جامعه‌ی ایرانی اگر بیشتر از موج کمدی‌های قبلی نباشد، کمتر هم نیست. شوخی‌های که در جامعه معمولا در بین صحبت‌های خصوصی گروه‌های رفاقتی پسرهای جوان رواج دارد و حالا روی پرده‌ی سینما برای عموم به نمایش در می‌آید. برای روشن شدن ماجرا مثالی می‌زنم. به یاد بیاورید صحنه‌ی صحبت‌های خانم دارابی و آقای جبلی در ماشین را در همین فیلم ورود آقایان ممنوع، که اتفاقا یکی از صحنه‌های مهم کل فیلم نیز هست، این خانم و آقا در یک سکانس نسبتا طولانی با توجیه اینکه مثلا دچار سوءتفاهم شده‌اند و منظور هم را نمی‌فهمند دقیقا درباره‌ی سکس و روابط زناشویی صحبت می‌کنند و همین باعث خنده‌ی تماشاگر می شود. و یا در همین فیلم، معتدل‌ترین و منطقی‌ترین شخصیت داستان که اتفاقا نقش استاد راهنما و پیر را‌ه‌بلد را هم برای شخصیت‌های ماجرا ایفا می‌کند(با بازی مانی حقیقی) مرد خانم‌باز و عیاشی‌ست که اتفاقا درباره‌ی روش‌های «خانم‌بازی» و «مخ‌زدن»! و «نخ دادن»! با دختر دبیرستانیش صحبت می‌کند و به او آموزش می‌دهد.
مسئله‌ای که در این میان قابل طرح است این است که، شاخصه‌ای که این قبیل کمدی‌ها را حتی در دوران رکود سینمای کمدی پرفروش می‌کند، بعضی از تابوشکنی‌ها مانند همین نشان دادن شوخی‌های خصوصی‌تر رایج بین مردم روی پرده‌ی سینماست. شوخی‌هایی که اگر هم فی‌نفسه خنده‌دار باشد ولی بیش‌تر باعث غافلگیری مخاطب می‌شود و همین غافلگیری باعث خنده‌ی بیشتر تماشاگر و البته استقبال بیشتر از فیلم می‌شود. اما نکته‌ی مهمی که باید روی آن تامل کرد این است که آیا واقعا شوخی‌های سردستی و سخیف و بعضا رقصیدن‌های رایج در فیلم‌های جواد رضویان و شفیعی‌جم و غفوریان و .....مبتذل‌تر است و یا «کمدی سکسی» جدیدا باب شده‌ی امثال قاسم‌خانی؟ آیا این درست است که به هر فیلمی که بیشتر مخاطب را بخنداند لفظ«کمدی فاخر» را اطلاق کرد؟ مگر خندیدن در ذات خودش ارزشی به حساب می‌آید که بخواهیم به هر قیمتی مردم را بخندانیم؟

کمدی‌سازهای پرمشتری این روزها
واضح است که ستاره‌ی اقبال سازندگان و بازیگرانی که یک دهه نبض کمدی‌سازی سینمای ایران را در دست داشتند، این روزها رو به خاموشی است. این روزها نه خروجی‌های پویا فیلم به فروش بالایی می‌رسند نه حضور صرف امثال رضویان و مجید صالحی و علی صادقی و... تضمینی برای فروش یک فیلم به حساب می‌آید، کار به جایی رسیده که حتی فیلم‌های موسوم به «شونه تخم مرغی» شبکه نمایش خانگی هم سودآوری سابق را ندارند.
اما در دور جدید ساخت فیلم‌های کمدی نیز مانند سابق یک گروه ثابت رگ خواب مخاطب را در دست دارند که بی‌شک مهمترین آنها پیمان قاسم‌خانی است. قاسم‌خانی در سال‌های اخیر با نوشتن سریال‌های طنز مهران مدیری به شهرت رسید و حالا وی را باید یک مولف صاحب سبک در حوزه‌ی طنز و کمدی در ایران نامید، نویسنده‌ای که اکثر آثار پرفروش این روزهای سینما و یا پربیننده‌ی تلویزیون حاصل کار وی است. اما نکته‌ی مهم اینجاست که با مرور آثار سینمایی و حتی بعضا تلویزیونی قاسم‌خانی مولفه‌های مشترکی قابل ردیابی‌ست من جمله تعدد «شوخی‌های جنسی».
قاسم خانی در تمام این سال‌ها 7- 8 فیلمنامه برای سینما نوشته اما تمام این فیلم‌ها آثاری پرحاشیه و قابل بحث‌اند. «مارمولک»(کمال تبریزی) یکی از مهمترین و قابل بحث‌ترین این نوشته‌هاست که در زمان خودش با حاشیه‌ها و جنجال‌های زیادی همراه شد و حتی با اکران کوتاه مدتش به یکی از پر تماشاگرترین فیلم‌های بعد از انقلاب تبدیل شد. با بعد محتوایی فیلم و دیدی که نسبت به اسلام و روحانیت داشت، کاری ندارم. برای من در اینجا یادآوری میزان بالای شوخی‌های جنسی فیلم مهم است. به یاد بیاورید صحنه‌های حضور رضا مارمولک(پرویز پرستوئی) با لباس روحانی در قطار را و هم کوپه شدنش با یک مادر و دختر را. هیزبازی‌های رضا مارمولک در این سکانس و شوخی‌های جنسی فراوان این صحنه شاید امروز هم قابل نمایش در سینمای ما نباشد.
یکی دیگر از آثار پرحاشیه‌ی قاسم‌خانی در چند سال گذشته «نقاب»(کاظم راست گفتار) است. فیلمی که حتی با وجود اکران با سانسور‌های زیاد باز هم وزیر ارشاد وقت را مجبور کرد که به خاطر اکران چنین فیلمی از مردم عذرخواهی کند. فیلم داستان دو دوست کلاهبردار با بازی پارسا پیروزفر و امین حیایی بود که با ازدواج دختران جوان پولدار با یکی از آنها دیگری سعی در اغفال همسر دوست خود کرده و با ایجاد رابطه‌ی جنسی با وی و فیلمبرداری از ماجرا، از این زنان پولدار با توجه به اینکه حکم آنها سنگسار است، اخاذی می‌کردند. همچنین فیلم سن پطرزبورگ نیز با فیلمنامه‌ی قاسم‌خانی سال گذشته به روی پرده رفت که هرکس فیلم را یکبار دیده باشد از روابط خارج عرف آن و دُز بالای شوخی‌های جنسی آن متعجب خواهد شد.
اشکال کار کجاست؟
شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که کوتاهی ویزر ارشاد و معاونت سینمایی و باقی سیاست‌گذاران فرهنگی مسبب چنین وضعی است. در اینکه آنها مقصرند شکی نیست ولی می‌خواهم بگویم مقصر اصلی آنها نیستند. مشکل اصلی از آنجایی نشأت می‌گیرد که سال‌هاست سینمای ایران و همچنین رسانه‌های مکتوب ایران دست روشنفکرانی است که نه چیزی از انقلاب و آرمان‌های انقلاب می‌دانند، نه اعتقادی به دین و اصول آن دارند و نه حتی دغدغه‌ی مردم دارند. وقتی معیار فیلم «مبتذل» و «فاخر» را روشنفکران تبیین کردند، وقتی ساختار ضعیف یک فیلم شد معیار «ابتذال» و نه محتوای آن، وقتی نشریات و سایت‌ها و تمام رسانه‌های نوشتاری مملکت افتاد دست گروهی که تمام معیار قضاوتشان رفاقتشان با سازندگان اثر و باندبازی‌ست، خب معلوم است که امثال قاسم‌خانی می‌شوند نویسنده‌ی فاخرترین کمدی‌های تاریخ ایران و احتمالا رامبد جوان هم کارگردان فاخرترین کمدی‎ها. خصوصا که خودشان چنین عنوان را برای خویش انتخاب کرده اند و مثلا روی نسخه نمایش خانگی «پسر آدم، دختر هوا» برای تبلیغات و بازارگرمی نوشته اند: «پرفروش ترین کمدی فاخر سینمای ایران»! باید فکری برای این موضوع کرد که چرا در یک کشور اسلامی سی سال است روشنفکران معیار اثر فرهنگی خوب و بد، «مبتذل» و «فاخر» را تعیین می‌کنند.


ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
اظهارات این خاخام یهودی فورا در سایت های مختلف اینترنتی و از جمله سایت یوتویوب منتشر شده و جنجال گسترده ای را به وجود آورده است. یهودیان و خاخام های رژیم صهیونیستی نسبت به این اظهارات اعتراض کرده و مسلمانان کشورهای عربی ابراز خرسندی و خوشحالی کرده اند.


به گزارش شیعه آنلاین، اخبار رسیده از سرزمین های اشغالی حاکی از آن است که یک خاخام یهودی در اقدامی بی سابقه و به دور از تعصب های سیاسی و دینی، طی اظهاراتی به پیامبری [حضرت] محمد مصطفی اعتراف می کنم و مطمئنم که آینده جهان از آن مسلمانان و دین اسلامی است.

این خاخام یهودی که اظهاراتش توسط شبکه تلویزیونی – رادیویی «التجدید الإسلامی» پخش می شد، در ادامه گفت: بنده همچنین اعتراف می کنم که دین اسلام دین حق است و قرآن کتابی آسمانی است که بر پیامبر اسلام نازل شده است.

گفتنی است اظهارات این خاخام یهودی فورا در سایت های مختلف اینترنتی و از جمله سایت یوتویوب منتشر شده و جنجال گسترده ای را به وجود آورده است. یهودیان و خاخام های رژیم صهیونیستی نسبت به این اظهارات اعتراض کرده و مسلمانان کشورهای عربی ابراز خرسندی و خوشحالی کرده اند.

وی همچنین افزود: دین اسلامی پر محتوا است. یکی از مسائلی که اثبات کننده این سخن است، نماز مسلمانان بوده زیرا آنان در روز پنج بار نماز می خوانند.

قابل ذکر است این خاخام یهودی، روسی تبار است و اظهاراتش به زبان روسی بوده که به عربی ترجمه و زیرنویس شده است.



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
صهیونیست‏ها که با خونسردی اعلام کرده‏اند به "کاروان آزادی 2" حمله خواهند کرد در کشتن و خوردن یک مرغ چهارپا تشکیک کردند!


به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ یک مرغداری در منطقه یهودی نشین "مائه شعاریم" در سرزمینهای اشغالی، مرغ نادری تولید کرد که چهارپا داشت.

 

 

مدیر مرغداری « یولیش کرفیس» گفت: تعدای زیادی از مردم منطقه برای دیدن این مرغ عجیب حاضر شدند در حالی که در ارتباط با امکان خوردن این مرغ سوال می کردند.

 

بالاخره قضیه به «خاخام یعقوب یوسف» منتقل شد و او خوردن آن مرغ را بلا مانع دانست. صاحب این مرغ داری نیز پس از آگاهی از فتوا و بررسی سلامت آن، دستور ذبح آن را داد.

اما عجیب اینکه در حالیکه صهیونیسم ها روزانه چندین نفر از مسلمانان مظلوم فلسطینی را براحتی کشته و مردم مظلوم غزه را در تنگنا قرار داده اند با ظاهر سازی به دنبال شرعی بودن ذبح مرغ چهارپا هستند.



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
کازئوبون بعد از مدتی همکاری دریافته بود که بین «عارفان» و «تشرف‌یافتگان» تفاوت‌هایی وجود دارد. برای همین انتشاراتی گاراموند شیوه کار خود را بر روی چاپ آثار «علوم خفیه» متمرکز می‌کند.

گروه فرهنگی مشرق-آونگ فوکو با ترجمه رضا علیزاده، نشر روزنه در 1175 صفحه رقعی در نمایشگاه کتاب سال 1390 به علاقه‌مندان عرضه شد که با توجه به آوازه نویسنده مورد استقبال واقع شد. اومبرتو اکو متولد 1932 در شهر آلساندرا ایتالیاست که دکترای خود را از دانشگاه میلان در رشته ادبیات و نشانه‌شناسی دریافت کرده و در دانشگاه‌های میلان، بولونیا و... به تدریس ادامه می‌دهد. آثارش: «اثر گشوده»، «سنت اخلاقی سنت توماس»، «نام گل سرخ»، «جزیره روز قبل»، «بائودولینو»، «شعله اسرارآمیز ملکه لوانا»، «گورستان پراک» و... چاپ شده است.

 


اومبرتو اکو تاکنون بیش از 30 دکترای افتخاری از دانشگاه‌های مختلف دنیا دریافت کرده است.
«آونگ فوکو» مهرماه سال گذشته به زبان ایتالیایی منتشر شده است.
در سال‌های اخیر در ادبیات داستانی اروپایی و آمریکایی: «ذاتی بودن ایدئولوژیک ادبیات»، «در آرای میخائیل باختین»، «میشل فوکو» و... همچنین در آثار اومبرتو اکو به شدت به کار گرفته می‌شود و این در حالی است که نویسندگان و مترجمین از آن استقبال می‌کنند.
در این رمان، نویسنده «اول شخص، راوی، کازئوبون» در صدد است ذهنیت و پیش‌آگاهی خواننده را در مورد فرقه‌های سری، جمعیت‌های زیرزمینی و بدعت‌گزاران را با برجسته کردن «توهم توطئه» شکسته، وی را خلع سلاح کرده، آنگاه آرام آرام و به طور بطئی رازهای ایدئولوژیک خود را یکی پس از دیگری بر خواننده آشکار سازد. محوریت تردیدناپذیری جمعیت سری در این رمان «شوالیه» گری است. جمعیتی که یا «قبالایی» هستند و یا از آن دست مسیحیان که خود را یهودی می‌پندارند. شیوه داستانی اومبرتو اکو در این رمان، همخوان با نظریه‌های ادبی «میخائیل باخیتن» با عنوان «مکالمه‌گری داستانی» است که خواننده را با پیشرفت داستان، جزو متن قرار می‌دهد تا فاصله‌ای بین نویسنده-خواننده و متن از میان برداشته شود. زمان روایت داستان در یک بعد از ظهر تا پاسی از شب گذشته در موزه لوور است که کازئو بون در پناه یک فرو رفتگی پنهان شده تا بازدید کنندگان و خدمت‌کاران موزه را ترک کنند.

امبرتو اکو نویسنده کتاب "آونگ فوکو"


زمان دوم: این زمان از آخر به اول، پله‌پله برمی‌گردد و خواننده را در کل ماجرایی که کازئوبون از سال 1954 که تحصیلات خود را در دانشگاه به پایان می‌برد و با «دبلبو» اشنا می‌شود، شرح می‌دهد. دوستی آنها ادامه می‌یابد و از سال 1972 که کازئوبون تز دکترای خود را به صورت یک کتاب به دبلبو ارائه می‌کند تا پیرامون آن در انتشارات گاراموند صحبت کنند و در صورت مثبت بودن نظر رئیس انتشاراتی، آن را منتشر کنند. در آنجا با ضلع سوم کارشناسی کتاب یعنی «دیو تالوی» که یهودی اهل میلان است آشنا می‌شوند. کتاب کازئوبون با عنوان «محاکمه معبدی‌ها» است که تحقیق مفصلی برای تدوین آن انجام شده است. شخصی به نام «آردنتی» هم کتابی درباره «شهسواران هیکل» نوشته است که اثبات می‌کند در سال 1307 فیلیپ زبیا، پادشاه فرانسه دستور بازداشت فرقه ماسونی-صلیبی را صادر می‌کند  اما «موله» رهبرشان و سی و شش نفر دیگر سوار یک گاری که با علوفه استتار شده است فرانسه را ترک می‌کنند. روز بعد آردنتی در هتل محل اقامت‌اش کشته می‌شود. در همه کتاب‌های تحقیقی موضوع مشترک آن است که همان سی و شش نفر کانون جنگ‌های صلیبی را در اورشلیم ایجاد می‌کنند که تا چهارصد سال جنگ علیه مسلمانان آغاز گردد. کازئوبون بعد از مدتی همکاری دریافته بود که بین «عارفان» و «تشرف‌یافتگان» تفاوت‌هایی وجود دارد. برای همین انتشاراتی گاراموند شیوه کار خود را بر روی چاپ آثار «علوم خفیه» متمرکز می‌کند. با آشنا شدن با شخصیت‌های عارف و تشرف‌یافته، آنها در مراسمی که از طرف فراماسون‌ها، گلگون صلیبی‌ها و شیطان‌پرستان و... برگزار می‌شده، شرکت می‌کردند و عجایب زیادی را می‌دیدند.
اغلب آنها مدعی بودند که عیسی مسیح در «قانا» با مریم مجدلیه ازدواج کرد و سلسله پادشاهی فرانسه را بنیان نهاد. در پایان دیوتالوی در بیمارستان می‌میرد و آخرین صحبت‌های او درباره زیاده‌روی‌شان در علوم باطنی است و باید تاوان بپردازند. بلبو فراری می‌شود و بعد کشته می‌شود. کازئوبون که پیش‌تر ازدواج کرده و دختری دارد، در شرف دستگیر شدن قرار می‌گیرد. او از همان‌جا که مشرف بر سالن کلیسای مجاور و نزدیک برج ایفل بود، کشته شدن همه انهایی که می‌شناخت ازجمله آلیه، بلبو و... به وسیله معبدی‌ها را دید و از آنجا فرار کرد. روز بعد حضور شوالیه‌های معبدی را در همه‌جا احساس می‌کرد. سعی کرد به تماشای طبیعت بپردازد تا بر ترس پایان ناپذیرش غلبه کند.

برآیند زمان:
1- القاء ذهنیتی به نام «توهم توطئه» به خواننده برای پاک کردن پیش‌آگاهی‌های او در صفحه‌های مختلف: «کازئوبون در این مرحله می‌فهمد که همانند نیروهای جاسوسی که با ذهنیت دشمن زندگی می‌کند و به زودی جذب آن طرف می‌شود چرا که ذهنیت را درونی کرده است. فردی در اثر نگه داشتن سگ، ابتدا شروع می‌کند با او انس و الفت، برقرار کردن و بعد مدعی می‌شود که سگش مثل خودش شده است در حالی که این خود فرد است که به سگ تغییر خوی داده است. موضوع بلبو و دیو تالوی را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است و آنها همه هستی را در توطئه می‌بینند و.. آخرین گروهی که باید درباره‌اش تحقیق کنند «یوعی»‌ها هستند (جمله ؟؟ شده از فصل 6)» این سطور را نویسنده با تز دکترای کازئوبون شروع کرده و تشرف یافتگان قبالویی و... را به حوض تماشا می‌گذارد و در پایان هم داستان با واکنش نابود کننده معبدی‌ها، شوالیه‌های صلیبی و... به پایان می‌رسد.
2- القاء ذهنیتی برای خواننده که انواع معبدی‌ها، شیطان‌پرست‌ها و عارفان و... ایرانی و اسلامی نه‌تنها همانند هم، بلکه یاری‌رسان هم بوده‌اند: «...چیزی که هیکل قبلاً به تمامی بازگو کننده ان بود را فقط گروه کوچکی از ربّی‌ها که در فلسطین، رانده‌اند به حدس و گمان می‌دانند. آنها راز را به فرقه‌های باطنی مسلمان، صوفی‌ها و اسماعیلی‌ها و متکلّ‌مون محول می‌کنند. معبدی‌ها آن را از باطنی‌ها یاد می‌گیرند – خلاصه از فصل 81»: «...اسماعیلی‌ها همان فاطمی‌های قاهره هستند که پیشوایشان حسن صباح در قلعه الموت ظهور خود را اعلام کرد. راشدالدین سنان اولین جانشین صباح بود. در دوره او نظام الملک وزیر و جهان‌الدوله جهانگیر اتابک حمص امام جمعه به قتل رسیدند. کشیشی در شهر صور ترور شد و... معبدی‌ها با حشاشین عهد برادری بستند و آموختند و آموزش دادند، اما بیشترین تأثیر‌ها را معبدی‌ها از حشاشین گرفتند. در مورد فدائیان قلعه الموت این بوده که برای فدایی زن با شراب و حشیش فراوان بوده تا فدایی به مأموریت ترور برود و دوباره به بهشت برگردد وگرنه در جهنم خواهد بود – خلاصه شده از فصل 103» درآمیختن همه بی‌بند و باری‌ها و بدعت‌ها که بنا به ادعای نویسنده به وقوع پیوسته است. و این همان «توهم توطئه»ای است که نویسنده به خواننده هشدار می‌دهد اما خود در هزار و دویست صفحه به آن ادامه می‌دهد.
3- بعد از رمان «مسیح باز مصلوب» و فیلم آن که در دهه شصت قرن گذشته در آن جعل تاریخ به نفع یهودیان انجام گرفت جسارت صهیونیستی در فیلم و رمان «آخرین وسوسه مسیح» به اوج رسید. این مداومت با رمان و فیلم «کد داوینچی» «رمز گمشده» و... به راه خود ادامه می‌دهد و مسیحیان جعل تاریخ و شریعت مسیحی را به وسیله صهیونیست‌ها»[ رجوع شود به فیلم‌هایی چون «مسیح... میل گیبسون و...» ]با سکوت برگزار می‌کنند.
4- تبلیغات شیطانی و بدعت‌گرایانه: «...آلیه گفت هرچه را که می‌شد بدون شکستن قسم خودم به آنها، به شما نشان بدهم انجام دادم. خواستم بدانید که ادامه دهندگان دروئیدی‌ها چه کسانی هستند... دروئیه‌های شهسواران سن میکائیل هستند که قدیس میکائیل از آن گرفته شده. فرشته‌ای دوجنسیتی و باکره... خلاصه از فصل 62» در فصل‌های مختلف جریان‌های شیطان‌پرستی تبلیغ می‌شود.
5- در این رمان هم رشته افسانه‌سازی یهودیت بابلی و قبالایی مثلاً در ساختن «انسان به وسیله ربی گولم» و از مناظر مختلف پرداختن به «پروتکل‌های دانشوران صهیونیست» [خلاصه شده از فصل 73] – ادامه یافته است. در فصل‌های 92 تا 97 به جزئیات بیشتری پرداخته شده است.

×××××××××××

جمع‌بندی:
شرایط حداقلی رمان‌نویسان کشورمان چنانچه در گذشته فرهنگی‌مان داریم، باید به «حکیم» بودن و احاطه داشتن به شریعت و عرفان و علوم قدیم و جدید فراز آید. در این رمان با نویسنده‌ای روبرو هستیم که الهیات مسیحی، یهودی را به خوبی در حافظه خود دارد. تاریخ را از قرن سیزدهم تا پایان قرن بیستم را مسلط است. با این توانایی‌هاست که رمانی می‌نویسد تا در خدمت ایدئولوژی باشد.



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
تهديدات نظامي رژيم صهيونيستي عليه كاروان آزادي 2

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فلسطيني "سما "، ژنرال "اليعازر ماروم " در مراسم پايان دوره آموزشي يگان‌هاي غواصي وابسته به نيروي دريايي رژيم صهيونيستي با هشدار به سازماندهندگان كاروان آزادي‌2 كه قرار است اواخر ماه جاري عازم غزه شود، اعلام كرد كه نيروهاي دريايي مانع رسيدن كشتي‌هاي اين كاروان به غزه خواهند شد.

وي مدعي شد كه هدف اين كاروان درگيري با نيروهاي ارتش اسرائيل و ايجاد جنجال رسانه‌اي و سلب مشروعيت اسرائيل است.

ماروم همچنين از تمامي طرف‌هاي ذي‌نفع خواست تا تمام تلاش خود را براي جلوگيري از اعزام اين كاروان كه از آن به عنوان "كاروان تحريك‌آميز " ياد كرد، بكار بندند.

فرمانده نيروي دريايي رژيم صهيونيستي در ادامه مدعي شد كه اين كاروان قصد دارد مقادير نامحدودي سلاح و ابزارهاي جنگي به حماس تحويل دهد.

كاروان آزادي 2 شامل 15 فروند كشتي حامل كمك‌هاي بشردوستانه و بيش از 1500 حامي خارجي آرمان فلسطين است كه اواخر ماه جاري از بنادر مختلف حوزه درياي مديترانه راهي نوار غزه مي‌شود.

رژيم صهيونيستي اوايل تابستان سال گذشته با حمله به كاروان "آزادي 1 " 9 شهروند تركيه را شهيد و ده‌ها تن ديگر را زخمي كرد كه اين اقدام خشم و انزجار كشورهاي عربي و اسلامي و بين المللي را برانگيخت.



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
 

گروه بیداری اسلامی: سرانجام با گذشت 4 ماه پس از موفقیت جریان 8 مارس و انتخاب نجیب میقاتی به عنوان نخست وزیر جدید این کشور، وی اعضای جدید کابینه لبنان را معرفی کرد تا این اتفاق پایانی باشد بر چندین دوره سیطره جریان 14 مارس و جریانات نزدیک به عربستان و امریکا بر امورات اجرایی لبنان.

 

به گزارش رجانیوز، این اتفاق در حالی بوقوع می پیوندد که اعضای جدید کابینه جدید دولت لبنان را افراد نزدیک به حزب الله لبنان و جریان ملی آزاد به رهبری میشل عون و همچنین وزرای وابسته به ولید جنبلاط رهبر دروزی های لبنان و همچنین شخصیت‌های نزدیک به میشل سلیمان رئیس جمهوری این کشور تشکیل می‌دهند و این درحالی است که سعد الحریری و احزاب همراه او در تشکیل کابینه جدید خودداری کرده است.

اما شاید مهمترین ویژگی دولت نجیب میقاتی را باید سپردن مسئولیت وزارتخانه های کلیدی مانند دو وزارت دفاع و دادگستری به جنبش حزب الله و جریان ملی آزاد دانست و این در حالی است که وزارت کشور هم که به علت اصرار میشل عون برای در اختیار قرار گرفتن مسئولیت آن محل اختلاف بوده است به "مروان شربل" یکی از نامزدهای توافقی و نزدیک به رئیس جمهوری لبنان و حزب جریان ملی آزاد، سپرده شد.

اهمیت دو وزارتخانه دادگستری و داخلی به این علت است که این دو وزارتخانه مسئولیت تعامل و برخورد مستقیم با حکم صادره از سوی دادگاه بین المللی ترور رفیق حریری را خواهند داشت. به این ترتیب وزارت دادگستری می تواند حکم صادره را رد یا قبول نمایند و وزارت کشور هم وظیفه اش دستگیری و تسلیم اشخاصی است که اتهامات ترور حریری به آنان وارد می شود تا به این ترتیب در برابر دادگاه بین المللی - درصورت تشکیل در خارج لبنان- حاضر شوند.

بر این اساس صاحب نظران معتقدند با توجه به شرایط خاص منطقه طی ماه های گذشته و هم چنین هم مرز بودن لبنان و سوریه، وقایع اخیر این کشور بطور چشمگیری به سود جریان مقاومت پیش رفته است و از این پس باید منتظر تسریع در روند خاتمه بخشی به ناآرامی های سوریه بود که یکی از علل ادامه آن طی ماه ها اخیر، تحرکات جریان 14 مارس در لبنان برای شکست دولت جدید در این کشور بوده است.

هم چنین در حالی که دیگر کشورهای منطقه از جمله عربستان، اردن، امارات و ... برای اثرگذاری بر ادامه معادلات خاورمیانه دست به دامن نیروهای نظامی و دخالت مستقیم در کشورهای دیگر از جمله بحرین شده‌اند، انتخاب نجیب میقاتی به عنوان نخست وزیر جدید لبنان به جای سعد حریری و اعلام ترکیب کابینه جدید این کشور ابعاد استراتژیک قدرت ایران در منطقه را بیش از پیش به نمایش گذاشته است.

در همین زمینه روزنامه القدس العربی نیز نوشت: "نجیب میقاتی ثابت کرد که بسیار شجاع است چراکه توانست اولا دولت جدید را تشکیل دهد و ثانیا هم در مسیر سخت تشکیل دولت جدید خم به ابرو نیاورد و ایستادگی کرد و ثالثا تسلیم فشارها و تهدیدات آمریکا و همپیمانان غربی اش از جمله احتمال تحریم دولت جدیدش نشد."

این روزنامه عرب زبان در پایان خاطرنشان کرد:" حفظ مقاومت یک اصطلاح سیاسی است که بسیاری سعی می کنند آن را فراموش کنند یا در چنین روزهایی با توجه به دخالت نظامی آمریکا برای از بین بردن انقلاب‌های عربی و منحرف کردن آن از اهداف ملی‌اش سعی می‌کنند خود را نسبت این موضوع به فراموشی بزنند و ازهمین جاست که اهمیت اصرار میقاتی بر تعهد و پایبندی به مقاومت در چنین زمان سختی درک می شود."

در همین زمینه روزنامه آمريكايي "نيويورك‌تايمز" نیز با اشاره به تشكيل كابينه جديد لبنان توسط نجيب ميقاتي، آن را زنگ خطري براي قدرت‌هاي غربي دانست.

این روزنامه نوشت: "تسلط اعضاي حزب‌الله در كابينه جديد ميقاتي در شرايطي گزارش مي‌شود كه مقامات آمريكايي بر اين باورند كه هرچه نقش حزب‌الله در دولت اين كشور بيشتر باشد، روابط آمريكا و لبنان با مشكلات بيشتري روبرو خواهد شد.

ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
مقامات انگلیسی بیان داشته‌اند که بودجه ساخت این انیمیشن 33 هزار پوند بوده است. این انیمیشن داستان هشداردهنده‌ای در مورد دو برادر مسلمان انگلیسی است که تصمیم می‌گیرند به گروهی از مبارزان اسلامی واقع در مرز افغانستان و پاکستان بپیوندند.

 

به گزارش مشرق ، دولت انگلیس برای مقابله با اسلام‌گرایی در بین جوانان این کشور و نشان دادن ریشه روحی روانی داشتن خصومت مسلمانان با غرب دست به ساخت انیمیشن زد.
«برات آرزوی وزیرستان می‌کنم» نام انیمیشنی است که به سفارش دولت کارگر انگلیس ساخته شده است. هدف از ساخت این انیمیشن جلوگیری از افراط‌گرایی در بین مسلمانان جوان اعلام شده است.

پس از پخش قسمت‌هایی از این انیمیشن و به دلیل بازخوردهای غیرقابل انتظاری که در پی داشت، دفتر امور خارجه انگلیس متهم به این شد که این انیمیشن در جلوگیری مسلمانان جوان از افراط‌گرایی اسلامی ناموفق بوده و فقط بودجه اختصاصی را تلف کرده است.

مقامات انگلیسی بیان داشته‌اند که بودجه ساخت این انیمیشن 33 هزار پوند بوده است. این انیمیشن داستان هشداردهنده‌ای در مورد دو برادر مسلمان انگلیسی است که تصمیم می‌گیرند به گروهی از مبارزان اسلامی واقع در مرز افغانستان و پاکستان بپیوندند. با این حال، منتقدان این انیمیشن، از جمله اعضای جامعه مسلمان انگلیس، خرد پشت این فیلم را به زیر سوال برده و اظهار کرده‌اند که این فیلم کاملاً ساده‌لوحانه و ناپخته است.

تصویری از انیمیشن

این انیمیشن‌، که در آن از تکنیک‌های گرافیکی بازی‌های رایانه‌ای و نیز صحبت‌های کوچه بازاری جوانان استفاده شده است،‌ بدین شکل شروع می‌شود که این دو برادر در انجام وظیفه‌شان یعنی پرتاب خمپاره از یکی از کوه‌های منطقه وزیرستان پاکستان ناموفق می‌شوند.

در طول داستان در صحنه‌هایی که به گذشته بر می‌گردد بینندگان متوجه می‌شوند که این دو نفر چطور از خانه‌شان در انگلیس به اردوگاه‌های آموزشی اسلام‌گرایان در پاکستان راه یافته‌اند. داستان از دید برادر کوچک‌تر که نامی هم ندارد بیان می‌شود که قبول کرده است به خاطر بردار بزرگش ابو وارد این کار شود. در این داستان علت انجام این کار توسط ابو نوعی عقده بیان می‌شود، بدین صورت که وقتی وی 11 سال سن داشت به همراه دو دوست سفیدپوستش در حین بازی در ساحل، مورد اذیت و آزار نژادپرستان قرار می‌گیرند.


در طول داستان نشان داده می‌شود که این دو برادر قبل از اینکه به مبارزان در وزیرستان بپیوندند مشغول تماشای یک سری فیلم‌های آموزشی اسامه بن‌لادن هستند. برادر کوچک‌تر در خصوص این فیلم‌ها می‌گوید که آنها شبیه بازی رایانه‌ای «ندای وظیفه» هستند با این تفاوت که این فیلم‌ها جذابیتی ندارند.

پس از سفر آنها به وزیرستان، برادر کوچک‌تر از خانه جدیدشان در پاکستان و استقبالی که از آنها می‌شود، احساس رضایت نمی‌کند. وی می‌گوید: «همش به این فکر می‌کردم که کی به اینجا می‌رسیم. برادر، ما راه رو درست اومدیم؟ اولین کاری که اونا کردند این بود که دست و پای ما رو بستند و شروع به بازجویی کردند. آنها به من گفتند که داشتند مسائل امنیتی رو رعایت می‌کردند و این مسئله رو شخصی نگیریم. ولی اگه راستش رو بخوای، وقتی یه آدم چاق دستش رو روی ... (مربوط به خود فیلم است) تو می‌ذاره، این کار کاملاً شخصی می‌شه». در واقع این انیمیشن بر این است که بگوید مسلمانان دارای عقده‌های روانی مختلفی از جمله مسائل جنسی هستند.


پس از عدم موفقیت این دو برادر در مأموریت پرتاب خمپاره، آنها به انگلیس بازمی‌گردند که در آنجا دستگیر می‌شوند. این فیلم بدین صورت تمام می‌شود که ابو در نامه‌ای به برادرش از وی طلب بخشش می‌کند و بدین شکل نشان می‌دهد که از کار خود پشیمان است و نباید این راه را انتخاب می‌کرد.

با این حال، با توجه به بازخوردهای ارائه‌شده، این انیمیشن هدف مورد نظر سازندگان انگلیسی، یعنی تغییر نگرش در بین جوانان مسلمان انگلیس، را برآورده نساخته است. یکی از بینندگان آن این طور نظر داده بود: «مجاهدین، حماس، القسام، طالبان، به پیش». اعضای برجسته جامع مسلمان نیز خرد پشت این فیلم را به زیر سوال برده‌اند. دکتر محمد شهید رضا، امام مسجد مرکزی لیسستر، در مورد آن گفته است: «این انیمیشن ساده‌لوحانه و ناپخته است. ویژگی‌های مبارزانی که این دو برادر با آنها مواجه می‌شوند کاملاً غیرواقعی است».

دکتر غیاث الدین صدیقی، مؤسس اتاق فکر مؤسسه مسلمانان انگلیس، نیز معتقد است که اگر این فیلم به مسئله نژادپرستی می‌پرداخت بیشتر موفق می‌شد. وی می‌افزاید: «باید از مخاطبان خواست تا بیشتر بر این مسئله تمرکز کنند. تماشای این فیلم چیزی جز وقت تلف کردن نیست».

ساخت این انیمیشن در سال 2009 به سفارش دولت کارگر و توسط شرکتی به نام Bold Creative آغاز شد و در سال 2011 به اتمام رسید.



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
رامین عسگرد، مدیر شبکه صدای آمریکا، که پیش از این رییس «دفتر نمایندگی منطقه‌ای آمریکا در دبی» بوده است؛ از جزییات و نقش مهم این دفتر در تاثیرگذاری فرهنگی در تعامل با مردم ایران پرده برداشت.

به گزارش مشرق، رامین عسگرد، مدیر شبکه صدای آمریکا، که پیش از این رییس «دفتر نمایندگی منطقه‌ای آمریکا در دبی» و همکار الیزابت چنی دختر دیک چنی بوده است؛ مقاله مهمی را در حوزه دیپلماسی فرهنگی ایران و آمریکا و لزوم آن برای ایجاد روابط و دسترسی به مردم ایران منتشر نمود که طی آن از جزییات و نقش "دفتر آمریکا در دبی" در تاثیرگذاری فرهنگی در تعامل با مردم ایران پرده برداشت.

این مقاله در نشریه آنلاین دانشکده فلچر ویژه تمدن اسلامی و آسیای جنوب‌غربی انتشار یافته است.
عسگرد که یکی از والدینش ایرانی می باشد، از کارکنان سرویس خارجی وزارت امور خارجه آمریکا بوده است. او سالها به عنوان مشاور سیاسی در ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا در تمپ فلوریدا خدمت نمود. در ستاد فرماندهی مرکزی، تخصص او در حوزه ایران، افغانستان، عراق و شبه جزیره عربستان بود. وی قبل از پیوستن به ستاد فرماندهی مرکزی در سمت مدیر دفتر حضور منطقه‌ای ایران (IRPO) در کنسولگری دوبی؛ مهم‌ترین میدان عمل دولت آمریکا در حوزه ایران مشغول به کار بود و در حال حاضر مدیر شبکه صدای آمریکاست.

در دوره بوش دومین مقام کاخ سفید - دیک چنی - مرکز ویژه تأمین و تقویت اپوزیسیون جمهوری اسلامی را به ریاست دخترش الیزابت چنی دایر کرد. مرکزی که به تعبیر کاندولیزا رایس قرار بود با حضور و هدایت دیپلمات‌هایی مثل نیکلاس برنز و الیزابت چنی مدرسه امریکایی تغییر رژیم ایران شود. تبدیل دوبی به کانون فعالیت شبکه‌های اطلاعاتی آمریکا؛باعث شد تا این شهر را «دوبی شهر طلایی امریکایی‌ها» بنامند. "دفتر دبی" با اجرای طرح هایی از جمله "پنجره ویزا" و با توجه به حضور صدهاهزار ایرانی در این شهر بندری، به زودی به مناسب ترین پایگاه برای جمع آوری اطلاعات درباره ایران و جبهه ی آمریکا برای تاثیرگذاری عمیق فرهنگی بر روی ایرانیان تبدیل شد که رامین عسگرد مدتها در آنجا مدیریت «دفتر نمایندگی منطقه‌ای آمریکا در دبی» را بر عهده داشته است.

وی با داشتن چنین تجربه ای، در مقاله اخیرش، در خصوص فعالیت های آمریکا در راستای دستیابی به مردم ایران جهت تاثیرگذاری فرهنگی بر روی آنان و همچنین ساختن تصویری مثبت از آمریکا در ذهن آنان، می نویسد:

در سال 2006 اداره برنامه‌های اطلاعات بین‌المللی(IIP) و اداره امور فرهنگی و آموزشی(ECA) وزارت امور خارجه، واشنگتن را به سمت برنامه‌ریزی دیپلماسی فرهنگی در خصوص ایران سوق داد. اداره IIP وب‌سایتی به زبان فارسی راه‌اندازی کرد و برنامه انتشار منابع مدون به زبان فارسی تحت عنوان پروژه AVA‌ را در دستور کار قرار داد و از اساتید آمریکایی در دانشگاههای سراسر جهان دعوت به عمل آورد تا به منظور گفتگو و تبادل‌نظر با ایرانیان به دوبی و دیگر شهرها سفر کنند. اداره ECA‌ در راستای ارائه چارچوبی برای احیای مبادلات فرهنگی، آموزشی و ورزشی با ایران، همکاری نزدیکی با دفتر نمایندگی منطقه‌ای آمریکا در دبی داشت. ضمناً،پروژه ECA‌ برای ارائه خدمات مشاوره آموزشی برای دانشجویان ایرانی که قصد ادامه تحصیل در آمریکا را دارند، برنامه‌های جدید خود را آغاز کرد.

پروژه های توسعه فرهنگی ویژه ایران در امارات متحده عربی
این مدیر سابق دفتر دبی می نویسد: اقدامات جاری از کانال دفتر حضور منطقه‌ای در امارات و براساس یک قرن و نیم تاریخ دیپلماسی فرهنگی ایران و آمریکا مدیریت گردید. این تعامل ابتدا با موسسات خصوصی آغاز گردید و بعدها نیز از طرف محافل رسمی مورد حمایت قرار گرفت تا آنجا که از یک دوره بیگانه‌ستیزی آشکار فاصله گرفت. در طول این دوره موسسات خصوصی یک بار دیگر این مسیر را در پیش گرفتند و هم‌اکنون نیز در دوره احیای مجدد این دپپلماسی قرار دارند.
وی همچنین نوشت: باوجودیکه روابط رسمی دو کشور (ایران-آمریکا) همچنان تیره است، اما حسن‌نیت متاثر از چنین تعاملی شاید رفته‌رفته به ایجاد فضایی کمک کند که در نهایت حتی با وجود مسائل لاینحل، دو کشور به سوی بهبود روابط گام بردارند. در نظرسنجی اخیر مرکز تحقیقات زمینه‌های شمترک و دانشگاه مریلند، ملت ایران و آمریکا از دو عنصر دیپلماسی فرهنگی به عنوان ابزاری برای بهبود روابط دوجانبه حمایت کردند:

فعالیت در راستای بهبود روابط ایران – آمریکا
نوع فعالیت % شهروند آمریکایی که از این طرح حمایت می‌کنند % شهروند ایرانی که از این طرح حمایت می‌کنند
مذاکرات مستقیم در خصوص مسائل مورد علاقه طرفین 82 57
تبادلات بیشتر فرهنگی، آموزشی و ورزشی 63 63
تجارت بیشتر 55 64
دسترسی بیشتر به خبرنگاران یکدیگر 70 70
فراهم نمودن تسهیلات بیشتر برای بازدید شهروندان از کشور یکدیگر 43 71


آنچه در این میان حائز اهمیت بود تاسیس دفتر حضور منطقه‌ای ایران (IRPO) در کنسولگری دوبی در اوت 2006 بود. از طریق این دفتر، آمریکا اولین برنامه رسمی دیپلماسی فرهنگی ایران و آمریکا را برای اولین بار پس از سال 1979 آغاز کرد.
وی همچنین باتوجه به اینکه ایرانیها توسعه دیپلماسی فرهنگی آمریکا را صرفا ظاهرسازی می دانند و آن را زمینه‌چینی برای "انقلاب مخملی" تلقی می کنند؛ می افزاید: برنامه مبادلات فرهنگی روند نزولی خود را در سال 2009 ادامه داد و در نهایت در اواسط سال 2009 به حالت تعلیق درآمد. با نگاهی به 166 سال تاریخ دیپلماسی فرهنگی ایران و آمریکا، این تصویر هنوز قابل تشخیص است. در سال 2010، این روابط هنوز سیر نزولی خود را طی می‌کند اما شاید در آینده نسبتاً نزدیک –تحت حکومت افراد روشنفکرتر در ایران و محیط سیاسی نه چندان خصومت‌آمیز در واشنگتن– این برنامه‌ها از سر گرفته شود. در حال حاضر، ‌سیاست ناموفق در روابط ایران و آمریکا بواسطه خصومت متقابل و اتهام به یکدیگر از سر گرفته شده است.



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
به خود مي گفتم در آخر فيلم اسامي کتاب هايي که بر اساس آن فيلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمايش مي دهند بيشتر آنها کتاب هاي تاريخي اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاريخ نويسان سني آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوي ها مي گويند دروغ است؟

 

به گزارش شیعه آنلاین، "درّزاده" جوان باهوش و با استعداد است. وی در شهرستان نيکشهر تحصيل می کند و بيش از يک هفته است که به مذهب اهل بيت (ع) گرويده است.

او درباره چگونگي شيعه شدنش چنين مي گويد: از زماني که فيلم مختار از تلويزيون پخش مي شد هر هفته اين فيلم را مي ديدم. خيلي علاقه به اين فيلم داشتم. از قسمت هايي که خيلي من را متاثر کرد آنجا بود که صحنه هايي از واقعه ي کربلا را به تصوير کشيده بودند که دل هر سنگي را آب مي کرد.

آنجا که امام حسين (ع) و اصحابش نماز مي خواندند و آن لعنتي ها به طرفشان تير پرتاب مي کردند دلم شکست و اشک هايم برروي گونه هايم سرازير شد. به خود گفتم مگر امام حسين (ع) نوه پيامبر نبود؟ مگر پيامبر جلوي اصحاب نوه هاي خود را احترام و نوازش نمي کرد؟ مگر نه اين است که نگه داشتن احترام فرزند احترام به پدر و جد است؟ مگر در قرآن کريم پيامبر نفرموده: از شما هيچ اجر و مزدي در برابر رسالتم نمي خواهم مگر اينکه نزديکان من را دوست بداريد؟ پس چرا اينگونه فرزندان پيامبر (ص) را به فجيع ترين وضع به شهادت رساندند؟ مگر چه جرمي مرتکب شده بودند؟

مدام اين سوالات را در ذهنم مرور مي کردم و صحنه هاي کربلا را تصور مي کردم. ولي قضيه براي من حل نمي شد.

از ملاها درباره فيلم مختار سوال مي کردم مي گفتند: ديدن اين فيلم حرام است و اين فيلم دروغ را شيعيان ساخته اند براي اينکه اهل سنت را بد نام کنند.

پرسيدم: کجاي فيلم عليه شما اهل سنت است؟
گفت: آنجا که عبيدالله بن زياد مثل سني ها وضو مي گرفت. از دليلي که آورد در دلم خنديدم و گفتم: ابن زياد شيعه بود يا سني؟
گفت: سني.
گفتم: پس چه توهيني به شما کرده اند. گفت: با حالت تمسخر و خنده دار آن را نشان داده است. ديگر با ملا بحث نکردم که مبادا به من شک کند زيرا اگر کسي با آنها بحث کند وآنها را سوال پيچ کند سريع برچسب تشيع مي زنند.

به خود مي گفتم در آخر فيلم اسامي کتاب هايي که بر اساس آن فيلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمايش مي دهند بيشتر آنها کتاب هاي تاريخي اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاريخ نويسان سني آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوي ها مي گويند دروغ است؟

براي من يک سوال مهم پيش آمده بود که چرا اهل سنت مانند شيعه اينقدر به اهل بيت اظهار علاقه نمي کنند؟

وقتي از يک مولوي سوال کردم آيا حاضريد يزيد را به خاطر جناياتي که کرده لعن کنيد؟
گفت: نه.
گفتم چرا؟
گفت: خب يک اشتباهي مرتکب شده لعن کردن کار من و شما نيست. لعن کردن کار خدا است و خدا مي داند چه کسي را لعن کند و چه کسي را لعن نکند.
گفتم: اگر ما دعا کنيم که لعنت خدا بر يزيد باد آيا اشکال دارد؟
گفت: نه.
گفتم: همين کار را حاضريد بکنيد؟
گفت: نه!
گفتم: آيا يزيد با سه جنايتي که در 3 سال حکومتش انجام داد که سال اول امام حسين (ع) و يارانش را شهيد کرد و سال دوم به مدينه حمله کرد و تا سه روز جنايت هايي به بار آورد که زبان از گفتن آن قاصر است و سال سوم کعبه قبله گاه مسلمين را به آتش کشيد باز هم شما نمي خواهيد او را لعن و نفرين کنيد؟ پس چه کساني مستحق لعن هستند؟!

از يکي از دوستان شماره يک روحاني شيعه را گرفتم و از او اين سوالها را پرسيدم. حرف عجيبي زد که تنم را به لرزه در آورد و پنجره ي جديدي را مقابل من باز کرد.

مي گفت: يکي از علماي اهل سنت به نام سعد الدين تفتازاني در کتاب شرح المقاصد از اين راز پرده برداشته و در بيان علت اينکه چرا علماي اهل سنت حاضر نيستند يزيد لعن کنند مي گويد: فان قلت فمن علمأ المذهب من لم یجوز اللعن علی الیزید مع علمهم بانه یستحق ذلک و یزید قلت تحامیاً من ان یرتقی الی الاعلی فالاعلی. «اگر بگویید پس چرا برخی از علمای مذهب ما لعن یزید را تجویز نمی‏کنند با این که می‏دانند یزید استحقاق لعن و بیشتر از لعن دارد؟من پاسخ می‏گویم که هدف آنها پیشگیری از رواج و سرایت آن به شخصیت‏های برتر است» شرح‌ المقاصد، ج‌ 5، ص‌ 311

گفتم: چطور؟ بيشتر توضيح دهيد.
گفت: اهل سنت حاضر به لعن يزيد نيستند چون اگر يزيد زير سوال برود اين سوال پيش مي آيد که اين فرد فاسد و بي دين را چه کسي خليفه مسلمين قرار داده؟ مي گويند: معاويه! پس معاويه با وجود اينکه مي دانست فرزندش چنين موجود فاسدي است ولي به زور از مردم براي او بيعت گرفت. پس معاويه در جنايات يزيد شريک است و معاويه زير سوال مي رود. حال چه کسي معاويه با اين اوصافي که داشت حاکم شام قرار داد؟ جواب مي دهند: خليفه ي دوم عمر بن خطاب.

چون با لعن يزيد، عمر بن خطاب زير سوال مي رود حاضر به لعن يزيد نيستند تا مبادا کار خليفه ي دوم زير سوال نرود.
با تعجب پرسيدم: پس عمر در شهادت امام حسين (ع) دست داشته است؟!

گفت: به صورت غير مستقيم بله. چون مسير امامت را عوض کردند و جاده اصلي را کج کردند و آخرش به آنجا رسيد که نوه پيامبر (ص) را با لب تشنه بين دو رودخانه شهيد کردند و يک سوال اساسي باقي مانده که چرا عمر بن خطاب در دوران خلافتش همه ي استاندارن خود را جابجا کرد و تنها استانداري که نه خليفه دوم و نه خليفه ي سوم او را تغيير ندادند معاويه بن ابي سفيان بود؟! آنقدر او را بر سر قدرت نگه داشتند که وقتي زمان خلافت ظاهري اميرالمومنين ايشان تصميم مي گيرد او را از مسند قدرت پياده کند به جنگ حضرت مي آيد و خون هزاران مسلمان را بر زمين مي ريزد!

از راهنمايي هاي آن روحاني تشکر کردم و با او خداحاقظي کردم و به خود گفتم: حال که علماي اهل سنت براي زير سوال نرفتن خلفاي خود حاضرند بر تن يزيد ملعون لباس قداست بپوشانند پس بسياري از حقايق است که آن را کتمان کرده اند و حاضر نيستند بازگو کنند تا مبادا بزرگانشان زير سوال بروند.

از آنجا فهميدم که راز انکار شهادت حضرت زهرا (س) آن هم در اوج جواني، همين مسئله ي زير سوال نرفتن صحابه است و الا هيچ دليل منطقي و ثابتي براي درگذشت حضرت زهرا (س) ندارند و مولوي ها خود را به اين در و آن در مي زنند تا دليل قانع کننده اي براي سوالات بي شمار اهل سنت بيايند!

با اين حقايقي که يافتم به هيچ وجه نمي توانستم خود را قانع کنم که در روز قيامت در برابر سوال پيامبر (ص) درباره اهل بيت خود چه پاسخي بدهم جز اينکه به مذهب نوراني اهل بيت (ع) بپيوندم و شيعه شدم.

هنوز خانواده ام از شيعه شدنم خبر ندارند. گاهي درباره امام حسين (ع) و ظلم هايي که در حقشان شده با آنها صحبت مي کنم ولي آنها فقط گوش مي دهند و هيچ عکس العملي نشان نمي دهند. از خداوند متعال که صاحب قلوب است مي خواهم قلوب آنها را به سمت اهل بيت (ع) هدايت کند.

آرزوي دارم خداوند توفيق زيارت حرم مطهر حضرت معصومه (س) و برادرش امام رضا (ع) را نصيب من بگرداند و با فقر اقتصادي که داريم اگر مومنين باني خير نشوند بعيد است به اين زودي ها بتوانم حرم با صفا و نوراني کريمه ي اهل بيت و ثامن الحجج (ع)را زيارت کنم.


ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت
خبرگزاري فارس: رئيس موسسه امام صادق (ع) با اشاره به شبهه‌افكني‌هاي دشمنان در مسئله مهدويت گفت: امروز دشمن با هدف قرار دادن مهدويت نسبت به فروپاشي نظام جمهوري اسلامي تلاش مي‌كند.

به گزارش خبرگزاري فارس از قم، آيت‌الله جعفر سبحاني در ديدار با جمعي از مسئولان عقيدتي سياسي وزارت دفاع و پشتيباني كل كشور اظهار داشت: نظام جمهوري اسلامي برگرفته از بطن امت و آميخته با ايدئولوژي خاص ديني است.
وي با بيان اينكه تمام نظام‌‌هايي كه از بطن مردم برخاسته‌اند بر دو موضوع مهم استوارند، تصريح كرد: در جهان حكومت‌هايي هستند كه مردم پديد آورده‌اند و عقيده درآن جايي ندارد ولي در جمهوري اسلامي ايران نظر، نظر ملت و ايدئولوژي ديني است.
رئيس مؤسسه امام صادق (ع) اذعان كرد: نظام ما خواسته ملت ودين است كه عقيده در آن محترم شمرده مي‌شود و خواسته‌ها بايد در قانون اسلام وحدود قوانين الهي باشد.
سبحاني با اشاره به سخنراني امام خميني (ره) در مدرسه حكيم تصريح كرد: امام خميني (ره) همواره بر دو كلمه جمهوري و اسلامي تاكيد داشت و مي‌فرمود نبايد در اين كلمه تحريف و يا زياد و كم كرد.
وي افزود: حضور مسئولان عقيدتي سياسي در تمام نهادها بايد مبتني بر ترويج اسلام باشد و اركان اسلام را به صورت برجسته در نهادهاي حوزه خود تقويت كنند.
رئيس موسسه امام صادق (ع) بيان داشت : توجه ويژه به خواسته مردم بدون در نظر گرفتن مباني ديني نظام لائيك را در جامعه گسترش مي‌دهد و اين همان خواسته دشمن است.
وي ادامه داد: امروز دشمن عقيده‌ها را نشانه رفته است و با استفاده از جنگ نرم و جنگ رسانه‌اي به عقيده جوانان آسيب مي‌زنند.
سبحاني بيان كرد: ستون جمهوري اسلامي بر پايه عقيده جوانان استوار شده است و ما وظيفه داريم نسبت به حفظ اين عقيده‌ها كوشا باشيم.
وي اذعان كرد: براي حفظ عقيده‌ها راه‌كارهاي خاص لازم است كه در اين راستا نيازمند آموزش به مسائل روز هستيم.
رئيس مؤسسه امام صادق (ع) با اشاره به سخنراني عبدالعزيز آل الشيخ سعودي در نماز جمعه بيان داشت: وي در حالي منكر حضرت مهدي (عج) شد كه بسياري از علماي اهل سنت به ظهور حضرت مهدي (عج) ايمان دارند.
وي تصريح كرد: علما و مسئولان عقيدتي بايد نسبت به برطرف شدن شبهات مهدوي مطالعه كنند و با علم روز به سلاح منطق مجهز شوند تا بتوانند پاسخگوي نياز جامعه در اين راستا باشند.
سبحاني ادامه داد: كتاب‌هايي كه با موضوع عقايد اسلامي توسط نويسندگان بزرگ حوزه علميه نوشته شده بايد در دسترس همه مسئولان عقيدتي قرار بگيرد و بيشتر از قبل نسبت به مسائل مهدوي آگاهي يابند.
وي با اشاره به روايتي از امام علي (ع) تصريح كرد: ايشان فتنه را شورش كور مي‌دانستند و ما بايد با استعانت از سخنان ايشان اين شورش را سركوب كنيم.
رئيس موسسه امام صادق (ع) گفت: برخي از بزرگان فتنه را به معني امتحان دانستند تا جايي كه بايد بين دين و فرزند يكي را انتخاب كرد.
وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به انقلاب ايران گفت: با ظهور انقلاب اسلامي در ايران، خانه ظلم فروريخت و ميخانه‌ها ويران شدند و دست كفتارها از اين مرز و بوم كوتاه شد.
سبحاني با اشاره به افزوده شدن علم مسئولان عقيدتي سياسي گفت: بايد طلبه‌هاي شاغل كه با كمبود وقت مواجه هستند با تهيه نرم افزارهاي دروس خارج علما، ارتباط با مراكز مكاتباتي و مجازي نسبت به تكميل دروس خود درسطح عالي اهتمام داشته باشند.
وي با اشاره به نام‌گذاري امسال با عنوان جهاد اقتصادي از سوي رهبر معظم انقلاب تاكيد كرد: وظيفه امروز ما جهاد فكري توام با جهاد علمي وحفظ عقيده جوانان با شناخت فتنه‌ها و شبهات است.
رئيس موسسه امام صادق (ع) مشروعيت حكومت‌ها را در گرو دين‌مداري دانست و گفت: حكومتي پايدار است كه ضمن مشروعيت در پيروي از خدا نسبت به خواسته‌هاي مردم احترام بگذارد.
وي تاكيد كرد: حكم و حكومت به خداوند اختصاص دارد و هيچكس حق ندارد به جز فرستادگان بر حق خداوند در جامعه حكومت كند و اگر حكومتي بدون اذن خداوند در جامعه برپا شود، نامشروع است.
سبحاني در پاسخ يكي از طلبه‌هاي جوان مبني بر رسيدگي به حساب‌هاي اشخاص در برزخ خاطرنشان كرد: برزخ از نظر عرفان الهي محلي براي پالايش انسان است و در صورتي كه شخصي در برزخ به نحو مطلوب پالايش نشود به جهنم فرستاده مي‌شود تا پالايش و تصفيه شود.



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت

هوالحکیم

نقش رسانه ها در خاکسپاری جند الشیطان و القاعده در زباله دان تاریخ

در چند روز گذشته شاهد خبر پراکنی های بسیاری پیرامون کشته شدن و یا مرگ اسامه بن لادن بوده ایم و تقریبا حال و هوای این روزها به مانند روزهایی است که عبدالمالک ریگی سرکرده ی گروهک نافرجام جندالشیطان از میان برداشته شد.(البته با مقداری شدت و ضعف در میزان خوشحالی مردم).



ادامه مطلب...
ارسال توسط دیده بان(دبیر)

هو الحکیم

   سازمان  ملی جوانان به گل نشست

سازمان ملی جوانان در دوران سکان داری رییس جمهور خاتمی بر اساس قانون برنامه ی سوم توسعه اقصادی، اجتماعی، و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، جهت ساماندهی اساسی امور جوانان کشور تشکیل شد. از اهداف سازمان ملی جوانان، حل مسائل جوانان، اعتلا و رشد نسل جوان کشور و استفاده بهینه از استعدادها و توانایی های نسل جوان می باشد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط دیده بان(دبیر)
 
تاريخ : 90/02/26

                                             بسمه تعالی                               تاریخ:2/2/1390 

  محرمانه              

نامه ی زیر توسط ح-بزی خطاب به مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی نگاشته شده است. متن نامه بسیار دوستانه و عاری از لغات سنگین اما بی محتوی می باشد. در ابتدا بنا بود محرمانه باشد و خود مدیر کل در جهت رفع موانه اقدامی نمایند. اما متاسفانه ایشان نیز مانند سایر عزیزان مسئول و فعال فرهنگی تنها از تعهد بهره برده اند و تخصص در کار فرهنگی بی نصیب یا کم نصیب می باشند. از اینرو و از این جهت که ایشان حتی زحمت به پایان رساندن نامه را هم بخود ندادند. برآن شدیم تا نامه ی مذکور را در سایت قرار داده تا بلکه عزیزان فرهنگی را از ایرادات کاریشان در عرصه ی فرهنگی استان مطلع سازیم.                            



ادامه مطلب...
ارسال توسط دیده بان(دبیر)

هرم هاي فراماسونري در چهاراه يافت آباد مركز خريد مبل

در معماري ماسوني هرم با رأس جدا و يا هرم با رأس نوراني نشان دهنده چشم جهان بين«All seeing eye» است که به صورت يک هرم و چشم در رأس آن مي باشد. اين نماد مربوط به يکي از خدايان مصر باستان بوده است

نماد كليساي سن ماري كه يكي از اُبليسك‌هاي معروف (نماد شيطان) روبروي آن قرار دارد

فراماسونها معتقدند در ابتداي ورودي معبد سليمان دو ستون (بوآز و جاشين) قرار داشته و حال اگر اين دو ستون را در کنار هم بگذاريم عدد 11 را تشکيل ميدهند اين دو ستون دروازه ورود جن‌ها به دنياي انسان‌هاست

ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت

جولین آسانژ، بنیان‌گذار 'ویکی‌لیکس ' در گفت‌وگویی با نشریه‌ 'راشیا تودی '، شبکه‌ اجتماعی 'فیس‌بوک ' را 'مخوف‌ترین شبکه‌ی جاسوسی که تا به‌حال ساخته شده است ' نامید.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، جولین آسانژ گفت: "فیس‌بوک " بانک اطلاعاتی از نام و احوال و سابقه‌ی افراد است که کاربران به شکل داوطلب این داده‌ها را تکمیل می‌کنند و به دست خود در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی و در راس اش سرویس امنیتی آمریکا یعنی "سیا " قرار می‌دهند.

جولین آسانژ، بنیان‌گذار "ویکی‌لیکس " در گفت‌وگویی با نشریه‌ "راشیا تودی "، شبکه‌ اجتماعی "فیس‌بوک " را "مخوف‌ترین شبکه‌ی جاسوسی که تا به‌حال ساخته شده است " نامید.

آسانژ در گفت‌وگو با این نشریه‌ روسی گفته است به عقیده‌ی او "فیس‌بوک " بانک اطلاعاتی از نام و احوال و سابقه‌ی افراد است که کاربران به شکل داوطلب این داده‌ها را تکمیل می‌کنند و به دست خود در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی و در راس اش سرویس امنیتی آمریکا یعنی "سیا " قرار می‌دهند.

جولین آسانژ گفته است: هرکس که دوستی را به صفحه‌ی خود در فیس‌بوک اضافه می‌کند، باید بداند که به شکل مجانی دارد به سرویس امنیتی و اطلاعاتی آمریکا سرویس می‌دهد و بانک اطلاعاتی آن‌ها را تکمیل می‌کند. " اوالبته تاکید می‌کند که به هیچ‌وجه فکر نمی‌کند مالک اصلی "فیس‌بوک " دولت آمریکاست، اما این حقیقت که سرویس اطلاعاتی امنیتی آمریکا به داده‌های ثبت‌شده در "فیس‌بوک " دسترسی دارد، به اندازه کافی خطرناک و نگران‌کننده است.

آسانژ معتقد است: آمریکا هر زمان بخواهد می‌تواند فشار سیاسی و حقوقی لازم را به فیس‌بوک وارد کند تا این داده‌ها در اختیارش قرار گیرد.

آسانژ در گفت‌وگو با "راشیا تودی " از صنعت رسانه‌های جهانی و به‌ویژه رسانه‌های جریان اصلی نیز انتقاد کرده و گفته است این رسانه‌ها حقیقت را دست‌کاری شده در اختیار افکار عمومی قرار می‌دهند و کار چندانی برای جلوگیری از وقوع جنگ یا مقابله با نظام‌های فاسد انجام نمی‌دهند.

وعده صادق



ارسال توسط واحد ارتباطات جمعیت

عکس